از بچگی اذیتم میکرد. همیشه کتکم میزد باهام بحث میکرد . همیشه تو جمع ضایعم میکرد . یبار نشد تو این ۱۸ سال منو ببوسه یا بغل کنه . الانم خیلی وحشتناگ شده . ازش متنفرم وقتی میگمم میخام بمیرم نگاه سرد وخوشحال میکنه وعین خیالش نیست . دلم میخاد بند بند وجودمو پاره گنم از دستش 😭😭😭😭😭😭😭😭 میاد صبحا همش،وز وز میکنه حتی نمیذاره تو خیال بچه گانه خودم باشم . دفتر خصوصی منو خونده و متنفرم ازش. اون یه شیطانه تو جلد آدم . برای تمام دنیا میره بیرون خرید میکنه بجز من . واسه مندست خالی میاد . دلم میخاد بکشمش ..... کاش نباشه