بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چون اواخر بارداریم خورد به اوایل کرونا نتونستم برم بیرون پیاده روی، توی خونه روزی نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه پیاده روی میکردم، دکتر گفت سه تا چهل و پنج دقیقه ولی واقعا نمیتونستم هم زود خسته میشدم هم دردم میگرفت، معاینه لگن هم نرفتم فقط همون روزی که بستری شدم دکتر معاینه کرد گفت خوبه، خوراکیم که روزی هفت هشت ده تا خرما میخوردم
تا روز محشر ، ولایت حیدر ، غیر قابل کتمانه درخواست دوستی ندین قبول نمیکنم با عرض شرمندگی
تا ۳ماه اول که سرکار میرفتم ... بعدش روزی یک ربع پیاده روی داشتم کارامو خودم انجام میدادم مدام جنب و جوش داشتم..چیز خاصی نخوردم . زعفرون و .... که میگن برای زایمان خوبه اصلا نخوردم ... یه روز قبل زایمان یه خونه تکونی مختصری انجام داده بودم ... نادعلی تا چهل روز به نیت زایمان راحت و سالم بودن بچه خوندم که دقیق روز چهلم دنیا اومد . چهارشنبه معاینه شدم جمعه پسرم دنیا اومد
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته