سلام دوستان.من بقیه رو که میبینم با خواهراشون صمیمی هستن بازار میرن گردش مهمونی ولی خواهرم خونه من بعد یه قرن میاد.گاهی فکر میکنم اصلا بچه مو هم دوست نداره. ولی خونه اقوام مرتب میره. بعد وقتی اتفاق مهمی تو خونواده میفته و میخوام ازش بپرسم چون بنا به دلایلی نمیشه از پدر و مادرم بپرسم(مریضن و این چیزا)، کلا از دسترس خارج میشه طوری که انگار نمیخواد جواب بده یا به زحمت یه جوابی میده. دیگه خودمم خسته شدم از اینکه همش بهش بگم بیا اینجا و اون نیاد یا من همش ازش خبر بگیرم و اون هیچی.با بقیه فامیل بیشتر بهش خوش میگذره انگاری. به نظرتون کلا بی خیالش بشم؟
اره تو تلاش خودتو کردی وقتی حاضر نیست بخاطرت ی قدم بردار توهم بیخیالش شو چرا خودتو کوچیک کنی
دقیقا، فقط وقتی با دوست پسرش دعواش میشه یاد من میفته و زنگ میزنه و درد دل میکنه.اونم چون نمیتونه واسه فامیلهایی که خونشون میره تعریف کنه وگرنه همونم واسه من نمیگفت.