عزیزم شوهرم ده ساله مشغوله
کاریش نتونستم کنم فقط سکوت ....اگه توان داری بفهمی و بجنگی ادامه بده وگرنه همینجا کافیه من خیلی فهمیدم...شوهرم حتی ازشون برام تعریف کرد گفت خاطره سفر مهمونی رفتنشون ...من فقط له شدم
اگه نفهمی اتفاقی نمی افته ...فقط عاقلانه زندگی کن