2777
2789
عنوان

قرین عشق

64 بازدید | 0 پست
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
 
مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا
و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی
 
می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم
می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی
 
گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق
آن را تفضلی نه و این را تبدلی
 
چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب
گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی
 
بس گل شکفته می‌شود این باغ را ولی
کس بی بلای خار نچیده‌ست از او گلی
 
حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ
دارد هزار عیب و ندارد تفضلی
 
یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم      محتاج برادران و خویشان نشوم     بی منت خلق خود مرا روزی ده     تا از در تو بر در ایشان نشوم
2790
2778
2791
2779
2792