مادرشوهرم اومده بود خونمون. شوهرم هم دقیقا همون شب به مقدار زیاد مرغ خریده بود. و یه کم گوشت گوساله هم خریده بود که یخ زده بود گذاشتم کنار تا یخش باز شه و چرخش کنم. معمولا مرغ و گوشت رو شوهرم خرد میکنه. منم که داشتم شام درست میکردم و دو تا بچه کوچیکم دارم. شوهرم نشست مرغا رو خرد کرد و تموم شد. شام خوردیم و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد و خوابیدیم. فردا صبح قرار بود با هم بریم بیرون. شوهرم میخواست دوش بگیره قبلش رفت اون گوشت رو به تکه های کوچک تقسیم کنه تا من بتونم راحت تر چرخش کنم. منم داشتم مقدمات صبحانه رو حاضر میکردم. درهمین موقع مادرشوهرم از خواب بیدار شد و بعد از سلام و احوال پرسی یهو شروع کرد.....
عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند
ميشه لطفا براي حل مشكل مادرم دعا كنيد؟😔 ، لطفا اگه دعا كرديد بهم بگيد تا براتون حمد و ذكر يونسيه بخونم، خيلي سخته مادرت جلوي چشمات آب بشه و هيچكاري ازت برنياد، خدا رو بابت تمام نعماتي كه به من ارزاني داشته، شكرميكنم، ممنون ميشم در تاپيك چالش ناشناسم شركت كنيد🙂🌹 https://harfeto.timefriend.net/16393378956800
خواهش میکنم هرکس رو دیدید بهش روحیه بدید،بگید اوضاع درست میشه،خاطره بامزه بگید به هم،باهم حرف بزنید.به دوستاتون زنگ بزنید بی دلیل بهشون چرت و پرت بگید،به هم کادو بدید،همدیگه رو خوشحال کنید...تا اطلاع ثانوی با کسی بد حرف نزنید،واقعا احتیاج داریم افسرده نباشیم،هممون با هم.
اون اوایل ازدواجمون شوهرم از سرکار برمیگشت ناهار میخورد بعدش ظرفا رو میشست. هرچی اصرار میکردم که تو خستهای خودم میشورم میگفت نه. بعدا فهمیدم مامانش گفته باید به زنت کمک کنی. انقد گفتم که وقتی خسته ای نمیخواد کمک کنی تا دیگه ول کرد
عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند
ميشه لطفا براي حل مشكل مادرم دعا كنيد؟😔 ، لطفا اگه دعا كرديد بهم بگيد تا براتون حمد و ذكر يونسيه بخونم، خيلي سخته مادرت جلوي چشمات آب بشه و هيچكاري ازت برنياد، خدا رو بابت تمام نعماتي كه به من ارزاني داشته، شكرميكنم، ممنون ميشم در تاپيك چالش ناشناسم شركت كنيد🙂🌹 https://harfeto.timefriend.net/16393378956800
گفت صبح کله سحر هول گوشتا رو داری انگار خانم خونه تویی. و خیلی از اینجور حرفا. گفت روز تعطیل به جای اینکه بخوابی اومدی داری گوشت خرد میکنی. کی واسه من از این کارا کردی؟ بابات کی از این کارا میکرد؟
عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند