اونم خیلییی التماسم میکرد باهاش بمونم نمیخاستم عذاب میکشیدم وقتی میگفت دوست دارم دلم رحم میومد میگفت بدون من دیووونه میشه بهم گفت میخام باهات ازدواج کنم بزرگترین آرزوم اینه که همش پیشش باشم شبا خابمو میبینه و ......
ولی به خاطر اذیت کردناش ازش جدا شدم
چند باری خاست برگردم گفتم نه
بعد یه ماه جدایی گفت(( کادویی که برات گرفتمو به دوست دختر سابقم دادم اون عشق اول من بود تموم این مدت باهاش بودم و تو رو واسه اینکه تنها نباشم میخاستم
از قیافت خوشم نمیومده بهش علاقه نداشتم واسه وقت گذرونی میخاستمت اینا رو گفت قلبممممم به درد اومد))
جون مامانشو قسم خورد دستشو رو قرآااااان گذاشت که من عشق اولشم و اون دختر رابطه نداره و خیانت نکرده بهم
گاهی اوقات میگم حرفاش دروغ بود ولی چرا دست رو قرآن گذاشت چرا هی دوستشو واسطه میکرد تا آشتیمون بده
یعنی دوستش نمیدونست با اون دخترست
خدا لعنت کنه تموم مردایی رو که با احساس دخترا بازی میکنن
یه روزی خودش دوست صمیمیش خاهرش جواب پس میدن؟!
روزی یکی وارد زندگی خاهرش میشه که سعی کنه اونو از شوهرش جدا کنه و شوهره با یه دختر دیگه بره ؟!
روزی یکی وارد زندگی دوستش میشه که واسطه آشتیشون شه با اینکه میدونه با یکی دیگست؟!
روزی یکی وارد زندگی خودش میشه که همون اذیتایی که سرم کرد سر خودش کنه؟!
راجب دوست دختر سابقش نظر نمیدم چون به نظرم حق داشته دوسش داشته سعی کرده برگرده
ولی به خودش خاهرش رفیقش همچی حقی رو نمیدم امیدوارم خدا براشون جبران کنه😔😔
واقعا زمین گرده؟!😔