من یه دختر عمو دارم که مشکل اعصاب داره ازاین جور چیزا سابقه تیمارستان چمد ماه هم داره ولی چون گفتن حالش بهتر شده به خاطر کرونا مرخصش کردن چند روز پیش یه خانومي زنگ زد ما نمیشناخیتم گفتن تو یه مهمونی سمانه رو دیده ازش خوشش اومده از این جور چیزا ولی عموم زن عموم بقیه گفتن نمیشه هنوز خوب نشده بعدش سمانه شنید خیلی مخالفت کرد که من خوب شدم میخوام ازدواج کنم حالا بقیه گفتن بزار بیان تا بعد که دیشب اومدن پسر بنظر خوب میومد مادرش هم خانوم شیکی بود از اون مدلا که همیشه طبقه مده با پدرش اومدن نشستن حرف زدن سمانه دختر عموم چای اورد بعد مادره پسره گفت سمانه کجاست نمیاد هممون تعجب کردیم بعد متوجه شدیم اومدن منظور از سمانه خواهرم افسانه بوده گفتن بعدش مادره پسر گفت چطور متوجه نشدین من برای پسرم یه دختر دیونه بگیرم کلی حرف بار کرد یهو سمانه دیونه شد چای داغ استکان برداشت رو سر زنه ریخت یه غوغای شد نگید وضعش بد بود بردنش بیمارستان بنظرتون بیشتر تقصیر کی بود اینجوری شد
من یه دختر عمو دارم که مشکل اعصاب داره ازاین جور چیزا سابقه تیمارستان چمد ماه هم داره ولی چون گفتن حالش بهتر شده به خاطر کرونا مرخصش کردن چند روز پیش یه خانومي زنگ زد ما نمیشناخیتم گفتن تو یه مهمونی سمانه رو دیده ازش خوشش اومده از این جور چیزا ولی عموم زن عموم بقیه گفتن نمیشه هنوز خوب نشده بعدش سمانه شنید خیلی مخالفت کرد که من خوب شدم میخوام ازدواج کنم حالا بقیه گفتن بزار بیان تا بعد که دیشب اومدن پسر بنظر خوب میومد مادرش هم خانوم شیکی بود از اون مدلا که همیشه طبقه مده با پدرش اومدن نشستن حرف زدن سمانه دختر عموم چای اورد بعد مادره پسره گفت سمانه کجاست نمیاد هممون تعجب کردیم بعد متوجه شدیم اومدن منظور از سمانه خواهرم افسانه بوده گفتن بعدش مادره پسر گفت چطور متوجه نشدین من برای پسرم یه دختر دیونه بگیرم کلی حرف بار کرد یهو سمانه دیونه شد چای داغ استکان برداشت رو سر زنه ریخت یه غوغای شد نگید وضعش بد بود بردنش بیمارستان بنظرتون بیشتر تقصیر کی بود اینجوری شد ببخشید زیاد نوشتن تعریفم خوب نیست