سلام ی رمانی قبلا خوندم درست یادم نیست فقط ی تیکش یادمع...رمان درمورد دختری بود کع پرستار یع پسر میشع پسر فک کنم داخل خونش بستری بود و فک کنم داخل کما بود و خیلی هم پولدار بودن...بعد چند وقت پسر با رسیدگی های دختر خوب میشع و دختر هم عاشقش میشع اما مادر پسرع مخالف...همین تیکش یادمع لطفا اگع کسی میدونع کمکم کنع....و یع رمان دیگع هم هس
رمانی که دختر خودشو شبیه پسرا کرده و واسه پرستاری یه بچه میره و با خوانواده عموش هم زندگی میکنع و واسع مادر پسرع کع از خارج میاد نقش بازی میکنن در آخر هم با بابای بچه ازدواج میکنع