آره براسه شنبه اون هفته دعوت کرد نمیدونم چیکارکنم شوهرمم سرکاره نمیدونم بیادقبول میکنه بریم یان و ...
منم نرقته بودم چندروز پیش بعد یه سال رفتم خیابون دیدم قیامته فقط منم خودمو خفه کردم دارم دق میکنم بقیه میگن نرفتیم هشتگ درخانه یمانیم میزنن بعد تو خیایون دیده میشن بنویس چیا میخوایی بخری از یازده صبح برو تا بعدازظهر که خلوته بعداز ظهر جای سوزن انداختن نیست
مادرخوبی نداشتم سعی میکنم مادرخوبی برای دخترم باشم
اگه دخترم عاشق شد تمام دنیا رو بهم میریزم تا دخترم را به عشقش برسانم حتی اگر انتخابش اشتباه باشه بهتراز ان است که یه عمر حسرت گرفتن دست عشقش پیرش کند 👈👈👈👈👈یا اینه دخترم اگر عاشق شد😍حاضرم زندگی ام را بدهم تا اورا به عشقش برسانم😊میدانی؟ اگر خدای ناکرده انتخابش هم نامناسب باشد☹ رسیدن به عشقش خیلی بهتر از آن است که سالها با مردی زندگی کند و عقده ی گرفتن دستان عشقش پیرش کند😪
آره براسه شنبه اون هفته دعوت کرد نمیدونم چیکارکنم شوهرمم سرکاره نمیدونم بیادقبول میکنه بریم یان و ...
عروسی خیلی خطرناکه
بحثِ جونتونه
من خودمم دارم دق میکنم از این وضعیت ولی خب نمیشه هم ببخیال بود
این قرار داد ،تا ابد میان مابرقرار بادچشمهای تو به جای دستهای تومن به دست تو آب میدهم تو به چشم من آبرو بده! من به چشمهای بی قرار توقول میدهم ریشه های ما به آبشاخههای ما به آفتاب میرسد ما دوباره سبز میشویم قیصر امین پور
خیلی ریسک داره ممکنه به قیمت جون مهمان ها تموم بشه
دقیقا کاش عروسی نگیرن و دعوت نکنن تد این شرایط
دو ساعت شادی ارزش نداره که بخاطرش خدای نکرده عزادار بشن
این قرار داد ،تا ابد میان مابرقرار بادچشمهای تو به جای دستهای تومن به دست تو آب میدهم تو به چشم من آبرو بده! من به چشمهای بی قرار توقول میدهم ریشه های ما به آبشاخههای ما به آفتاب میرسد ما دوباره سبز میشویم قیصر امین پور