2777
2789
عنوان

تجربه رویایی 2

| مشاهده متن کامل بحث + 141085 بازدید | 986 پست

سلام همه کاراتو خوندم،در دید اول کارات قابل تحسینی ولی وقتی بهش فک کردم دیدم واقعا سخته ک آدم همش با نقشه و سیاست زندگی کنه،مگ آدم چقدر زندگی میکنه ک حتی آب خوردنشم از روی ی هدف خاص باشه

وقتی میام نی نی سایت ی صلوات شمار دستم میگیرم و با نام و یاد خدا شروع میکنم ب صلوات فرستادن😁                

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا الان وسط این تاپیک یهو یادتون اومد اینو بگین!؟؟؟؟؟ 

یادم نیومد اسی خودش از سادگیش گفت😐

اگر امشب تا ابد ادامه داشته باشد....                                    مهم نیست اگر فردایی نباشد                                       

سلام.از تاپیک مفیدتون بسیار استفاده بردم.

راستش من و همسرم رابطه  خوبی داریم.

اما مشکل مادرم و همسرم هستن...شوهر من در کنار خوبی هاش عیبش زودجوش بودنشه...وقتی عصبانی حرفایی میزنه که بعدش پشیمون میشه...البته اهل عذرخواهی هست...

مادرم از اول سعی کرد با شوخی و محبت همسرم رو خونمون راحت کنه که همینم شد...یعنی درحدی ک  همسرم بی حد و مرز با مادرم راحته و همه چیز پیشش میگه...مادرم رو شوخی های بی حد و مرز حساسه و همین باعث شد دعوای بدی کنن...

همین کل کل ها و دعوا ها باعث شد قبح رابطه مادرزن و داماد بشکنه ک کاش مادرم از اولش سعی نمیکرد همسرمو پیش خودش راحت کنه...

حالا همسرم و مادرم مینشون شکرابه این وسط من دارم میسوزم چون سر رفتن ب خونه پدرم همیشه دعوا داریم و هیچ جوره همسرم کوتاه نمیاد چون خیلی غده...همش میگ حوصله اونجارو ندارم نمیام ...منم نمیبره😶درحالی ک راس ساعت مقررهر هفته میره خونه مادرش...و چه دعواها و چ التماس ها و چ گریه ها ک من نکردم سر این موضوع ولی از موضع خودش ذره ای پایین نیومد و کلا از خونه پدر من فراری شده...درحالی ک قبلا در نبود من ک رفته بودم مسافرت تا برگردم پیش مادر و پدرم بود درحالی ک خواهرش و مادرش نزدیکتر بودن بهش...

حالا شما بگو مادر من و من چیکار کنیم این رابطه خراب شده درست بشه؟

البته مادرمن هنوزم بهش محبت کلامی داره و منم سعی میکنم محبت هارو بهش انتقال بدم ک بدونه دوسش دارن...ولی سر کل کل هاشون ذهنش بد شده و خدانکنه همسر من ذهنش بد بشه و بیوفته دنده لج...منم سر این قضیه سر لجبازی و تلافی باهاش لج کردم خونه پدرش نرم ک آخر بزور منو میبرد...خب اینم بهش گفتم که خیلی وقتها پیش اومده من از خانواده شما دلگیر شدم ولی ب روم نیوردم و راحت گذشتم...در حواب  من حرفی نداشت و همچنان ب لجبازیش ادامع میداد...مثلا این دفعه مادرم عمل سنگینی داشت و و یه سرطان رو پشت سر گذاشت ولی همسرم حتی ی پیام بهش نداد ک حالش و بپرسه ...منم ک پیش مادرم بودم اون میرفت خونه و نمیومد عیادت...خیلی ناراحت شدم هرچیم تذکر دادم فایده نداشت

سلام رویا جون

من همه جوره سعی کردم خودمو وفق بدم با همسرم

اخلاق بدی داره و میگه حرف حرف خودشه کلا اوایل بیرون اصلا نمزذاشت مثل خرید و اینا الان باز وقت میذاره و پیاده روی میبره منو ،خیلی به خواهر و مادرش وابستس و کلا به حرف اوناس،خیلی دعوا میندازن خونمون ولی من سعی کردم خوب باشم تا اونام خوب شدن تا حدودی ولی باز همسرمو میکشن سمت خودشون

همه ی اینا رو تحمل میکنم

ولی رفیق بازیش واقعا خستم کرده

چیکار کنم از رفیقاش دست بکشه و دیر نیاد خونه؟دیشب ساعت ۲ اومد،چند هفتس با اینکه دعوا داشتیم قبلش چون ۳ بار میشه امسال با رفیقاش رفته مسافرت و من راضی نبودم،بهش محبت میکنم و میکشم سمت خودم ولی اصلا از رفیقاش دست نمیکشه

خسته شدم بچه نداشتم میرفتم

میشه راهنماییم کنی درست میشه؟یعنی ممکنه ازشون سرد شه،دوستاشم متاهلن ولی زور هیچ کدوممون به همسرمون نمیرسه🙁تو خونه ی هممون دعواس

سلام رویا جون من همه جوره سعی کردم خودمو وفق بدم با همسرم اخلاق بدی داره و میگه حرف حرف خودشه کلا ...

باهاشم قهر میکنم که چرا ۲ شب اومدی

اون از من بدتر قهر میکنه

تا یکسال هم بکشه قهرمون سمتم نمیاد

واقعا خسته شدم ازش

سلام رویاجان امیدوارم هرروز شاهد موفقیت های بیشتر خانوادت باشیـ

رویاجان یه مشکلی هست ک لازم ب مشاوره حضوری داریم ولی نمیدونم اینو چطور ب همسرم بگم بیادک گارد نگیره اخه باورداره نگرانی هاش بجا ودرسته بدون این ک من چیزی بگم خودش میگ من حساس نیستم نظرمن یه جوروسواس فکری داره کاملا بهم اعتماد داره اینو بهم ثابت کرده اما تنها برم بیرون زیاد نگران مضطرب میشه میگ کاش بگی کاراتو باهم بریم انجام بدیم ادما مریض زیادن حرفی میزنن کاری میکنن .الان نگران اینم برم مشاوره بعد اونم ببرم کم کم ولی جبهه بگیره ادامه نده اخه حساسیتش عادی میدونه قبول نداره یه نوس وسواسه نظرشما چیه رویاخانوم ؟

شایدزندگی اون جشنی نباشه ک ارزوشو میکردی اما حالا ک دعوت شدی برقص💃 برقصان دنیاروب سازخودت🎻🌼🌿

سلام رویای عزیزم ،من تازه با شما آشنا شدم ازت خواهش میکنم که جواب سوالم رو هر چند کوتاه بده، برای من خیلی ارزش داره ،انشاالله خدا به زندگیت آرامش بی نهایت بده...من با همسرم ده ساله زندگی میکنم و دو تا بچه ی مدرسه ای داریم چند روز پیش دعوای بدی کردیم و از اون روز بهش اجازه ندادم زیاد باهام صمیمی بشه..‌ توی دعوا طلاهام کج و کوله و خراب شد...حالا میخواد جبران کنه و میگه بیا بریم هر ستی که خودت میگی بهترشو برات بخرم اما من نمیدونم که ببخشمش و باهاش برم طلا بخرم یا بگم که دیگه طلا نمیخوام ...با اینکه طلا خیلی دوست دارم...

بعد رویا جون من شیش ماهه گواهی نامه گرفتم و از همسرم ماشین خواستم ولی اون با اینکه میتونست ولی هنوز نخریده برام، منم یه بار توی دعوا گفتم که دیگه ازت ماشین نمیخوام ....چون دیر خریدی...یه ماهیه که همش میبینم که دنبال ماشین میگرده که برام بگیره...حالا اگه گرفت ازش قبول کنم یا سر حرفم بمونم و بگم ماشین نمیخوام ...

پیشا پیش از جوابت ممنونم 


اگر انسان ها میدانستند در قبر ها چه میگذرد ؛ یک گناه هم نمیکردند.
درود مهربانو  متاسفم بخاطر خیانت شوهرت ولی این روشی که در پیش گرفتی درست نیست  ...

ممنونم رویا جان 

الان چند مدتی هست که تلاش می کنم تو خونه چیزی نگم و خودم  را خوشحال نشون بدم ولی واقعا اینطور نیست .خدا را شکر بچه ها آرامش دارند .  رویا جون راهکاری نداری که شوهرم دست از خیانت های چتی برداره؟

سلام رویا خانوم،خوب هستید؟

من خواننده خاموش تاپیک شما و گلبوته خانوم بودم

رویا جان کمک میخوام ازتون

خونه ما نزدیک خونه پدرشوهرم ایناست و مادرشوهرم هفته ۲،۳بار میاد اینجا خب منم کار دارم

درس دارم و...البته من با روی باز استقبال میکنم ولی تو ذهنم کلافه هستم

لطفا بگید چیکار کنم تا بفهمه و این همه نیاد؟

اوندفعه صبح وقتی خواب بودیم اومد و یه چیز الکی با خودش اورد 

یهو میاد یک عالمه بادمجان،سبزی و ...میاره واسه من و باعث دردسرم میشه

به خیال خودشون محبتِ ولی نیست

من دانشجو هستم و وقت اینکارا رو ندارم

بگید چیکار کنم؟

ممنون از راهنماییات عزیزم

سلام رویا خانوم،خوب هستید؟ من خواننده خاموش تاپیک شما و گلبوته خانوم بودم رویا جان کمک میخوام ازتو ...

سلام عزیزم شما نمیدونید رویا جون چند وقت یا بار میاد

اگر انسان ها میدانستند در قبر ها چه میگذرد ؛ یک گناه هم نمیکردند.
سلام همه کاراتو خوندم،در دید اول کارات قابل تحسینی ولی وقتی بهش فک کردم دیدم واقعا سخته ک آدم همش با ...

درود بانو 

بله شما درست میگید واقعا سخته که تو زندگی مدام و هر لحظه بخوای سیاست و برنامه داشته باشی و اصلا زندگی اینجوری قابل تحمل نیست

قضیه من فقط برای تغییر شیوه زندگیم بود 

یه جور بر خلاف اطرافیان حرکت کردن بود 

و تا زمانی ادامه داشت و از یه جایی همسر و بچه ها پیرو من شدن و فقط نقش مدیر رو دارم 

در مورد با سیاست زندگی کردن بر این عقیده هستم که حتی اگه ازدواج هم نکنی براتون لازمه

مثلا با خانواده ...دوست ..محل کار 

هر جا بری باید نوع برخورد و کلا برخورد اجتماعی و لازمه هر زمان رو بلد باشی ....

این هم نوعی سیاست هست ...آدمهای این مدلی

بسیار موفقتر هستند و اعتماد بنفس بالاتری دارن

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
سلام.از تاپیک مفیدتون بسیار استفاده بردم. راستش من و همسرم رابطه  خوبی داریم. اما مشکل مادرم ...

درود بانو 

 در این موردها اصرار و التماس و گریه کار رو بدتر 

میکنه 

قضیه بین شوهرت و مادرتون بیشتر از یه کل کل ساده بوده که شوهرت دیگه راضی نشده بیاد خونه مادرت و حتی برای عیادت یا احوال پرسی در زمان بیماری 

بهتر دیگه حرفی از مادرتان و اینکه بیاد دیدنش 

بهش نزنید وانمود کن دیگه براتون مهم نیست 

و گاهی مقابله به مثل کنید البته ضعیف و بدون دعوا 

هر وقت میرسد خونه مادرت خوراکی با خودت بیار ولی نگو اینو مادرم برای تو فرستاده 

و یا محبت و سراغ گرفتن از شوهرت رو براش نگو 

در مورد شما اینا منت کشی حساب میشه و شوهرت عقب میکشه

چون بی احترامی کرده که موقع بیماری احوال پرسی نکرده اگه بازم مثل قبل رفتار کنید 

به خودت و مادرت بی احترامی کردی 

پس تو بر خوردها موقع بدست اوردن دل کسی

از شخصیت و احترام خودتون هم محافظت کنید 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨

[QUOTE=217352511]سلام رویا جون من همه جوره سعی کردم خودمو وفق بدم با همسرم اخلاق بدی داره و میگه حرف حرف خودشه کلا ...[/QUOT

درود بانو 

اولین اشتباهت اینه که سعی کردی همه جوره 

خودتو با شوهرت وفق بدی .....این یعنی نا دیده گرفتن خودت و خواسته هات

اگه میخوای شوهرت خواسته های شما رو انجام بده نباید خسته بشی 

من تو زندگی شما ها نیستم که تمام ابعادش درک کنم و بگم فلان جا اینجور بگو و یا الان وقتشه 

اعتراض کنی ....

بگرد پیدا کن هر راهی ...حتما موفق میشی و کم کم شوهرت کنار میاد و قبول میکنه 

در مورد رفیق باز بودن هم متاسفانه سخته چون همشون مثل هم هستن و بازم کنار هم موندن 

پس این نشون میده شما باید بیشتر تلاش کنی 

دعوا نکن چون نتیجه عکس میده 

تنبیه های پنهان یا کارهایی که بخاطر نبودش انجام نشده و خودش ضرر میکنه اینا رو فراهم کن تا کم کم با دلیل قانع کننده کمتر کنه 

و یا خودت در مقابل در خواست کن که با دوستات رفت و آمد کنی یا یه کار هایی از این مدل 

در آخر توصیه ای که میکنم زندگی کن و در کنارش تلاش کن و نگو نمیشه اگه دنبال راه باشی و بخوای 

از ته دل حتما راهی مطمئن پیدا میکنی 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792