2777
2789
عنوان

تجربه رویایی 2

| مشاهده متن کامل بحث + 141096 بازدید | 986 پست
متن سازی رو متوجه نشدم ولی اگه صحبت کردن هست بنظرم نه  این مورد باید عملی اونم از طرف شما باشه ...

اگ نگیره چی بگ من برا خواهرم نگرفتم واس پدرو مادرتوهم نمگیرم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اگ نگیره چی بگ من برا خواهرم نگرفتم واس پدرو مادرتوهم نمگیرم

مدل حرف زدنتون مثل اینه که پدرتان هست و تمام اجازه و انجام شدن کارها به اون و نظرش بستگی داره ....

طرز فکر آدما زندگی اونا رو میسازه 🆘🆘🆘

پس مواظب باش و مدل فکرتو عوض کن 

شما هم همون اندازه حق دارید تصمیم بگیرید 

مدل گفتنتون اجازه نباشه مثلا بگو عزیزم من فردا قراره برم خرید تدارک تولد پدر و مادرم رو ببینم 

اگه کفت من برا خواهرم نگرفتم 

بهش بگو خوب خودت نخواستی من که حرفی نزدم 

ولی من برنامه که در نظر داشتم رو میخوام اجرا کنم 

با اعتماد بنفس و آرامش مثل یه ملکه صحبت کن 🌹🌹🌹

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
ببخشبد میشه بگید از چه ویتامین هایی استفاده کنیم؟

اصلی ها و اینکه 15 ساله مرتب استفاده میکنم 

ویتامین ایی آهن ویتامین سی 

بقیه دوره ای 

ب1 300 

بیکمپلکس 

ویتامین دی 

ب12 

مولتی ویتامین مینرال (اگه دوست نداری اشتهات زیاد بشه ساده بگیر یعنی مینرال نباشه )

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨

[QUOTE=204722857]سلام رویای عزیز خیلی بهت حس خوب دارم. ممنون ازوقتی ک میذاری رویاجان من خیلی دوسدارم استرسم کم شه وخی ...[/QUO]

خودتو تقویت کن چون کمبود آهن و ویتامین ها کم حوصلگی میاره، 

تاپیک  رو بخون شوهرت  رو تنها نزار 

بهش بگو میام ولی بعدشم ببرم خرید یا پارک 

رفتی اونجا هم خوش رو باش و اگه بی مهری دیدی یکم تو خودت باش ولی دوباره حرف بزن 

و عادی باش 

بزار شوهرت رفتار اونا رو ببینه و رفتار تو رو 

باید صبر کنی کم کم درست میشه 

و اصلا انتظار نداشته باش جلو اونا ازت دفاع کنه 

و حتی ازش اصلا نخواه 

سیاست لازم داری تا بتونی شوهرت رو همراه خودت کنی 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
[QUOTE=204722857]سلام رویای عزیز خیلی بهت حس خوب دارم. ممنون ازوقتی ک میذاری رویاجان من خیلی دوسدارم ...

رویاجون اون رفتارشونو میبینه من بمدت یکسال ازش نخواستم یاراجع بهشون حرف نزدم امابازم ب من میگه نبایدتوقع داشته باشی یاحتی نمیذاره ناراحتیم عنوان کنم من فقط باخنوادش دررفتوآمدم وهیچ دوستی ندارم وهمیشه تنهام غیرشوهرم کسی نیس باهاش حرف بزنم گاهی ازشدت تنهایی کلی فکرمیادتوسرم کتاب میخونم واین مدل کارا اماحقیقتاکم آوردم دلم همصحبتی میخواداونم باهمسرم. ویچیزدیگهم ک هست این ک مثلاجایی بریم خونه اقوامش شوهرم میگه بلندشوکمکشون کارکن من خوشم نمیاد خونه کسی کارکنم وبااین حال چون جوشون اینجوراگه کارنکنی خیلی توچشه کمک میدم حتی گاهی ظرف کمکشون میشورم ولی بااین حرف شوهرم تیکه میندازن مثلاب شوخی ک کمک نمیده وکارنمیکنه نازنازی اینجوروقتانمیدونم چی جوابشونوبدم

خوب عزیزم اگه همیشه شوهرتون میاد برای آشتی خوب چه اشکال داره اون مواقع خاص شما برید برای آشتی کردن . ...

سلام رویا جون اول ازت ممنونم بابت وقت با ارزشی که میزاری جواب میدی 

رویا جون شما درست میگید مردها هم توجه نیاز دارن ولی مشکل من اینه که سواستفاده میکنه از این اخلاقش جدیدا هم یه مورد اضافه شده مثلا میبینه من یه کاریو دوست دارم وقتی یه ناراحتی میشه دیگه اون کارو انجام نمیده مثلا میدونه من به خوندن نماز خیلی حساسم وقتی ناراحتی میشه واسه اینکه منو حرص بده نمیخونه بعدش که میاد آشتی میکنه میخونه ها ولی فقط بخاطر اینکه حرصمو دربیاره اینطوری میکنه

یه مشکل دیگم اینکه اهل مهمونی اومدن نیست کلا هم طرف خودش هم فامیل ما کلا از مهمونی رفتن و جمع بیزاره در صورتی که کارش کلا تو اجتماع هستش دائم بین مردمه اخلاقشم خیلی عالیه از لحاظ احترام به همه 

توی تعریفایی که میکنه از بچگیاش انگار تو مهمونیا اذیت میشده مادرشم پشتش نبوده حالا نمیدونم باید چی کنم

ممنون میشم راهنماییم کنید

اینم بگم مادرش زن فوق العاده مهربونیه همسرم خیلی با مادرش رابطه خوبی داره 


سلام رویا جون .اولا خیلی ممنونم که وقت میذاری و به سوالامون جواب میدی .من چند ساله که تو تاپیک گلبوته جون باهات اشنایی دارم و از اون موقع تا حالا پی گیرت هستم و تمام مطالبت رو میخونم😘 و خداروشکر به لطف شما و تاپیک گلبوته جون زندگیم ۷۰ درصد تغییر کرده و خوبه.

من خواننده خاموش بودم و سعی میکردم تا واقعا سوال مهمی برام پیش نیومده مزاحمت نشم و تا جایی که میتونم سعی کنم از جوابایی که به بقیه میدی جوای سوالمو پیدا کنم .

راستش من خیلی از مشکلاتی رو که خانمای دیگه بیان میکنند رو ندارم و زندگیم خداروشکر خوبه .فقط دو تا مشکل دارم .یکیش اینه که شوهرم ادم خیلی مغروری هست .من دو سال اخیر خیلی رو رفتارام کار کردم و اون بهتر شد ولی بازم میبینم که مثلا سر یه چیزی وقتی ناراحته اصلا بهم نگاهم نمیکنه و وقتی حرف میزنم خیلی سرده.قبلا که با هم مشکلات زیادی  داشتیم  این رفتارا باعث میشد که حتی دوهفته با هم حرف نزنیم چون منم احساس میکردم که اگه اهمیتی ندم و روال عادی زندگی رو در پیش بگیرم اونم بدتر میکنه .و واقعا هم اینطور بود چون من اوایل ازدواج با کوچکترین حرف شوهرم ناراحت میشدم .اونم ادم مغروری بود و اصلا اصلاااا اهل ناز کشیدن نیست و رابطه مون بدتر میشد ولی بعد ها به خصوص وقتی تاپیکاش شما و گلبوته جون رو خوندم فهمیدم نباید زیاد حساس باشم و باید بگم که من صد و هشتاد درجه عوض شدم .طوری اصلا حتی اهل غر زدن هم نیستم.این باعث شد شوهرمم واقعا عوض شه ولی در کنارش میبینم که:

وقتی یه کاری رو میگه  و من یادم میره انجام بدم به شدت عصبانی میشه .یه جورایی ریزه گیره .من اوایل با خنده و شوخی رد میکردم ولی میبینم بدتر شده و غر غرو تره.من همیشه ازش  تو کارها تشکر میکنم .احساس میکنم کمی مغرور شده .طوری که به من میگه من هر کاری رو بهت میگم انجام بده پشت گوش میندازی و سربه هوایی.در حالی که اصلاااا اینطور نیست.

مثلا یه بار گفت گوشیمو بذار شارژ من یادم رفت .همین 

یا مثلا این فیش بانکی رو بذارتو کشوی مدارک نذار اینجا رو میز باشه 

مزدونی رویا جون منو شوهرم واقعا تو زندگی چیزی کم نداریم .فقط اینکه شوهرم ریزه گیره و غر میزنه .یه جورایی کمال طلب هست تو هر چیزی .اینم بگم البته این اخلاق رو از مادرش به ارث برده که به شدت غر غرو و کمال طلبه .و شوهرم تو دوران مجردی از دست گیر دادنای مامانش عاصی بوده 

رویا جون راستش من فکر میکنم انقدر که غر نزدم و زن ارومی بودم از اون ور بوم افتادم.

من یه بچه سه ساله دارم و ۶ ساله ازدواج کردم.

رویا جون اینم بگم من پارسال هم همین مشکلرو داشتم زمانی که زندگیم خوب شده بود .و عضو سایت شدم تا ازت بپرسم ولی یه نفر تقریبا همین سوالرو ازت داشت و شما گفتید که در برابر بی اهمیتی شوهرمون روال عادی زندگی رو در پیش بگیریم و مثلا چایی بذاریم کنارش بشینیم طوری که اتفاقی نیفتاده ولی مثلا یکم خودمون رو ناراحت نشون بدیم بعد من دیدم که جواب سوالمو گرفتم از ترس اینکه نکنه معتاد سایت بشم حذف کاربری کردم😄چون من فقط دو سه تاپیک هست که فقط اونا رو میخونم.ولی الان دوباره سوال پیش اومد و عضو شدم.

.این واقعا روش خوبیه رویا جون ولی شوهرم خیلی زیرکه 

منی که همیشه قهر بودم براش .الان اگه مثلا براش چایی ببرم ولی بازم ناراحت باشم.اون این ناراحتی منو نمیبینه .فقط میبینه که براش چایی بردم و احساس میکنه منو شکست داده .و پر رو تر میشه .یعنی برای شوهرم اینجوری جا افتاده که تنها راه ابراز ناراحتی من قهر مطلق هست که اونم هرگز پا پیش نمیذاره 

ببخشید رویا جون صحبتام طولانی شده. تمام حرفایی که دوست داشتم بهت بگمو دارم الان یدفعه میگم😄

رویا جون میشه مثال های کاربردی بیشتری از سیاست هاتون بگی 

مثلا در چه موقعیتی چه حرفی زدید و چه کاری انجام دادید.لطفا مثل اوایل تاپیک خاطره هاتون رو اگه وقت کروید بیشتر برامون بنویسید.من با جون ودل همه رو میخونم.و استفاده میکنم.

یه مورد دیگه هم اینکه رویا جون تاپیک گلبوته جون که بودم یه هفت هشت ماهی طبق روال افتاده بود زندگیم و تو زندگیم برنامه ریزی داشتم ولی این تاپیک مدت هاست فعال نیست.میشه ازتون خواهش کنم اگه امکانش هست شما پیام ما رو به گلبوته جون بدید وبگید دوباره برگردن .میدونم شما سرتون شلوغه و نمیتونید تاپیک جدیدی بزنید .لطفا شما از گلبوته جون بخواهید مطمینم حرف شمارو زمین نمیزنن.😘

درود عزیزم 🌹ممنون از لطفت 🙏❤ احتمالا دچار حسادت شده مخصوصا اینکه این رفتارها بعد از اومدن دامادتو ...

سلام رویا جون و ممنون از راهنمایی های بی دریغ و ارزشمندت. چشم از این به بعد این سیاست رو پیش میگیرم

اما اینکه گفتید نسبت به خونوادش کمی بیتفاوت باشم خودش همیشه تو بحث ها گلایه میکنه مثلا چرا به فلان خواهرم زنگ نمیزنی و ... (با اینکه تماس دارم اما منم خیلی کمتر کردم)
 هر وقتم باهاشون تماس دارم خیلی خوش رفتار میشه باهام و اصلا به روی خودش نمیاره که حداقل اونم تلافی کنه در مورد خونواده من.

و در مقابل انتظار داره مثلا پدر یا مادر  من واسش زنگ بزنن و جویای احوالش باشن نه خودش  
چند بار این موضوع رو  به من و البته تو بحثامون گفته و منم به خونوادم گفتم و خواستم هر از گاهی اونا باهاش تماس داشته باشن تا اخلاقش درست بشه (البته تاکید کردم همسرم متوجه نشه من ازشون خواستم)
اونا هم دریغ نکردن هر زمان هم زنگ میزدن همسرم خیلی خوب باهاشون صحبت میکرد اما هیچ تاثیری برای روابط متقابل نداشت و باز یک طرفه بود الان دیگه اونا هم زنگ نمیزنن...

آیا این درخواستم از خونواده اشتباه بود؟


و مساله دیگه که خیلی اذیتم میکنه اینه که ما دور از خونواده هامون زندگی میکنیم . بچه های من تنها نوه های خونواده ما هستن خیلی تو خونه پدری من  بچه های من خاطر خواه دارن و  به خاطر دوری راه همیشه در حسرت دیدنشون هستن. و در خانواده همسرم که خانواده پرجمعیتی هستن 18 نوه وجود داره منظورم اینه از وجود بچه کوچک اشباع شدن نه اینکه بچه های مارو دوست نداشته باشن.

 و ما این چند سال اخیر خیلی دیر به دیر رفتیم شهر خودمون و همیشه وقتی تو راهیم اینقدر مامان بابام بیصبرانه منتظر ماهستند مرتب زنگ میزنین کجایین و.. خودشون هی حساب کتاب میکنن که ما کی میرسیم اما همسرم همینکه رسیدیم بی توجه به این قضیه ما رو میبره خونه پدر خودش در حالی که پدرش اصلا خبر نداره ما داریم میریم و اصلا منتظرمون نیست.

 وقتی میرسیم بچه ها با گریه و دلخوری از ماشین پیاده میشن( بچه هام خیلی کوچیکن و از سر بچگی اینکارو میکنن) و همسرم بیشتر لجش میگیره و در حالی که در فاصله ده دقیقه ای از منزل پدر من هستیم یه روز مارو اونجا نگه میداره بعد میبره خونه پدر من . وقتی میرسیم خیلی سرد و خشک رفتار میکنه مامانم همیشه مخصوصا اولین روزی که میرسیم خیلی واسمون تدارک غذا دیده و حتما هم غذای مورد علاقه همسرم بین غذاها هست اما همسر من موقع غذا یه بهونه ای جور میکنه میره منزل پدر خودش یعنی واقعا منو شرمنده میکنه. یعنی اون مدتی که ما اونجا هستیم من فقط حرص میخورم از رفتاراش....


در مقابل اینجور رفتاراش چه واکنشی باید انجام داد؟


درود بهار جان 🌹🌹 اول آفرین که فکر پیشرفتت هستی  باید موقعیت خودت و علاقه خودت رو بسنجی ببی ...


رویا جان وقت بخیر. رابطمون خوب بود تا اینکه یروز پیج ینفرو نشون میداد وقتی ورق میزد رفت تو دایرکتا و یه پروفایل دختر دیدم گفتم نشون بده نداد بالاسرش وایسادم که پاک نکنه و دلیل نشون ندادنم این بود که با لحن بدی گفتی درحالی که خیلی آروم بودم.گوشی رو خودشم گذاشت کنار خوابید صبح گفتم نشون بده گفت چی دیده بودی بیا ببین چی هس فک کنم پاک کرده بود. رمز گوشیشم نمیگه. بین زمین و آسمون موندم با یه دل چرکین چیکار کنم . کاشکی رزودتر بخونین یه راهی. بگین بهم

فقط یه جمله میگم  اگه کینه رو از دلت بیرون نکنی خودت و تنها خودت بیشتر آسیب میبینی  کتاب ...

سلام رویا جانم😘

چیزی که باعث میشه کینه از دل من بیرون نره اینه که بدیها و ظلماش هنوزم ادامه دارن 

مثلا همین امروز سر یه موضوعی که اصلا به من ربط نداشت شرو کرد به بدوبیراه گفتن به من 

منم در جوابش فقط  گفتم من چه بدی در حق تو کردم 

که دراومد گفت از پا قدم تو شوهر من فوت شده و مریضی اومده تو این خونه و خیلی حرفای ناحق دیگه

رویا جون دلم شکست و خاستم به قصد قهر خونه رو ترک کنم که یاد حرف تو افتادم که گفتی هیچ وقت این کارو نکنید

من تو خونم موندم و شرو کردم به انجام کارام

اما وقتی همسرم از سرکار برگشت باهاش خوب رفتار نکردمو دلخوریمو بهش نشون دادم 

اونم خیلی حرص خوردو حالش بد شد منم رفتارمو خوب کردمو باهاش مهربون شدم و بهش رسیدگی کردم

اما بهش گفتم که من دیگه نمیتونم بااین وضع تو این خونه زندگی کنمو باید از اینجا بریم

حالا رویا جون از الان به بعد من باید چکار کنم و چجوری رفتار کنم

 هم با شوهرم

هم مادرشوهرم مادرشوهری که خیلی سطح فرهنگش پایینه و مشکل عصبی داره و مدام گلایه و نفرین ورد زبونشه

اینم بگم که ما مشکلات مادی زیادی داریم و رفتنمون اصلا شدنی نیست و من واقعا توان موندنم ندارم😔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز