2777
2789
عنوان

تجربه رویایی 2

| مشاهده متن کامل بحث + 141085 بازدید | 986 پست

سلام رویا جون

اگر میشه کمکم کنی تا به زندگیم برگردم خیلی خسته ام

من دو صفحه اول تایپیک رو کامل خوندم

چند روزی هم میشه که تایپیک گلبوته رو میخونم یه جاهایی اش رو تکرار میکنم تا توی ذهنم باقی بمونه چون از بعد ازدواج مخصوصا بعد از اومدن بچه به طور وخیمی کند ذهن شدم وبرای خودم متاسفم

همیشه شاگرد اول بودم ولی الان همیشه دنبال گوشی هستم که روزی بیست بار گمش میکنم 

راستش دو تا بچه شیر به شیر آوردم و از وقتی بچه به دنیا اومده خیلی زندگیم سرده

 


 


گروه آبی💙وزن شروع ۷۳ وزن هدف ۶۵💙

من میدونم که خودم خیلی مشکل دارم 

ولی رفتارهای شوهرم دامن زده به مشکلاتم 

اوایل ازدواج رابطه زیاد داشتیم منم که بی اطلاع و خیلی ساده بودم سادگیم بیش از حده 

خیلی راغب نبودم شوهرم خیلی گرم بود طوری که با روزی دوبار رابطه بازم سرککفت اینو نیزد که صیغه هم باید داشنه باشه تا هم تنوع باشه هم اینکه نیازش برطرف بشه یعنی اگر من روزی ده بار هم باهاش بودم اسم صبغخ رو میاورد ویا حتی گاهی از زن دوم و اینا حرف میزد یکی دو بار حتی دیدم که با چند نفر چت گرده در مورد صیغه و اینا و یا جتی یکی دو موردش رو بهم گفت که باهاشون صحبت کرده ولی به نتیجه نرسیده

منم خیلی خام بودم بهش میگفتم نیازی به صیغه نیست من خودم برطرف میکنم ولی اون همیشه از تنوع حرف میزد

تا اینکه من بیخیال از همه اینا دنبال بچه بودم که فهمیدم مشکل نازایی دارم دیگه افتادیم دنبال دوا و درمون که دکترم بهم میگفت رابطه دیگه آخرش یک روز درمیون وگرنه شوهرت ضعیف میشه و تو باردار نمیشی

منم به حاطر همین موضوع دیگه رابطمو کم کردم ویا اگر بیشتر میشد با بدخلقی من مواجه میشد.

تا اینکه خدا خداست و من دو سال و نیم بعد از ازدواج باردار شدم 

دکتر گفت نباید رابطه داشته باشم و بهم استراحت مطلق داد

نه ماه دندون رو جیگر گذاشت و حرفی هم از صیغه نزد بعد ها میگفت نمیخواستم آرامشت بهم بخوره

مطمئن هستم که شوهرم نه با کسی هست نه بوده به قول خودش ازم ترسی نداره اگر باشه بهم میگه

دو ماه بعد زایمان خونریزی داشتم و رابطه هم نبود ولی شوهرم تو این مدت خیلی اذیتم گرد هی سرکوفت زد توهین گرد اذیتم گرد

شش ماهگی بچم فهمیدم دوباره حامله ام دوباره بدبختی شدوع شد و من تقریبا ۵ ماه اول تو اسنراحت نبودم ورابطه داشتیم کلی بهدش دوباره رفتم استراحت و شوهرم خیلی باهام بدقلق شد بعد زایمان دومم هم دوباره تا دوماه مشکل خونریزی داشتم بعدش با هم رابطه داشتیم ولی دعواهامون زیاد بود 

حالا حدود یکسالی میشه که رابطمون در حد ماهی دوباره 

بهم میگه ازم سرد شده

میگه من تو این زمینه اذیتش کردم

میگه من براش کم گذاشتم 

میدونم گه پای کسی درمیون نیست

میگه رابطه نداریم مگر خودت بخوای

قبلا همیشه خودش میخواست و مجالی برای درخواست من نمیذاشت الان عقده شده براش 

بهم محل نمیده

خودم قبول دادم که خیلی مشکل تو رفتارم هست ولی نمیدونم چطور درست کنم

شوهر میدونم هنوزم نیازش بالاس ولی نمیاد سمتم

خودم خراب کردم

من مشکل منت کشی دارم

دعوامون که میشه چه مقصر باشم چه نباشم میرم جلو معذرت خواهی میکنم تا نبخشه ولش نمیکنم از این اخلاقم خیییییلی متنفرم ولی نتونستم تو این مدت بهش غلبه کنم

شوهرم میگه از اون اول من گند زدم به همه رابطه هامون چون من سرد بودم خوب شوهر من بیش فعال بود تقصیر من نبود



گروه آبی💙وزن شروع ۷۳ وزن هدف ۶۵💙

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام رویا جون

اگر میشه کمکم کنی تا به زندگیم برگردم خیلی خسته ام

من دو صفحه اول تایپیک رو کامل خوندم

چند روزی هم میشه که تایپیک گلبوته رو میخونم یه جاهایی اش رو تکرار میکنم تا توی ذهنم باقی بمونه چون از بعد ازدواج مخصوصا بعد از اومدن بچه به طور وخیمی کند ذهن شدم وبرای خودم متاسفم

همیشه شاگرد اول بودم ولی الان همیشه دنبال گوشی هستم که روزی بیست بار گمش میکنم 

راستش دو تا بچه شیر به شیر آوردم و از وقتی بچه به دنیا اومده خیلی زندگیم سرده

 


 


گروه آبی💙وزن شروع ۷۳ وزن هدف ۶۵💙

شوهرم اصلا اهل کمک نیست حتی باردار هم که بودم هیچ کاری برام نکرد 

دو تا بچه کوچیک داشتم نمیتونستم سر سفره غذا بخورم یکی رو شیر میدادم یکی رو غذا چند بار به خاطر بد و هول غذا خوردنم جلو خودش در حد خفگی رفتم ولی این مرد نخ است یک بار کمکم کنه خیلی دلمو شکوند ولی با این حال منتظر بودم تقی به توقی برم منت کشی کنم خاک برسرم

حتی وقتی میریم بیرون چون کمرش درد میکنه بچه رو من بقل میکنم

من لاید بهش بگم بچه رو ببر پارک وگرنه خودش در حد ده روز یا دو هفته یک بار هم نمیبره 

چند بار خودم دو تا بچه یه دو ساله یه سه ساله رو بردم پارک کمر درد گرفتم دبگه نرفتم نتونستم ببرم

خلاصه کترهای زیاد کرده که منم دلم شکسته ولی اون همش به من میگه دلش رو من شکوندم 

میگه تو بهم بی احترامی کردی تو فحش دادی( تو دعوا در مقابل فحش های رکیکش )

خیلی هر عیبی بگیر روم میزاره و اصلا بدی خودش رو نمیبیته


گروه آبی💙وزن شروع ۷۳ وزن هدف ۶۵💙

میخوام کمکم کنید تا بتونم درست زندگی کنم

نمیخوام منت گش باشم.

نمیخوام بچه هام هر روز دعوامونو ببینن 

خسته شدم 

راستش بچه هامم خییییلی اذیتم میکنن و واقعا کم آوردم

داخوشی ندارم

بیرون که تنها نمیتونم برم خودش هم گلا زیاد اهل بیرون بردن نیست

الان یه مدته همش میره خونه باباش که طبقه پایین ماست میشینه و فقط موقع غذا میاد خونه 

میخوام دوباره بدستش بیارم

راستی خیلی التماسش رو کردم رابطمون زیاد بشه ولی قبول نکرد و به طور مسخره واری همش میگه ماهی دوبار اونم من پیش قدم بشم

دلم میخواد برگرده به حالت قبلش تو رابطه 

شوهرم خیلی لجبازه خییییلی

گروه آبی💙وزن شروع ۷۳ وزن هدف ۶۵💙

سلام رویا جون

چطوری عزیزم؟

امیدوارم ایام به کامت باشه❤😘

میشه لطف کنی منو راهنمایی کنی درمورد سیاست های رفتاری با خانواده همسر زمانی که بهشون نزدیک هستیم؟

البته تو یه ساختمون نیستیم تو یه کو چه هستیم

دلم میخواد با اطلاع بریم اونجا

یه کم نگرانم

همه چی خوبه ها ولی خب رابطه ما با هم اصولا موقع دوری عالیه ولی وقتی زیاد درکنار هم باشیم یه کم سخت میشه 

میخوام رفت و امد همه چی رو کنترل کنم

کاری به رفت و امد همسرم ابدا ندارم چون الانم میره هروقت دوست داره منم اوکیم ولی خب خودم فرق دارم

ممنونت میشم قشنگم❤🥰😘

خدایا شکرت بابت تمام نعماتت...❤❤❤❤

رویا جون همه تاپیک رو کامل خوندم و دوباره شروع کردم که تو ذهنم نکته ها ثبت بشن 

راشستش دو روزی هست که رو خودم دارم کار میکنم که مستقل باشم و آویزون نباشم به کمک شما و لطف خدا جو خونه بهتر شده ولی با این حال دو بار رفتم سمتش که مثلا باهاش ارتباط لمسی داشته باشم یا بوس یا هر چیزی مانعم شده و منم چیزی نگفتم و قیافه یکم دلخور شدن رو به خودم گرفتم پیخواستم ببینم خیلی طول میکشه تا شوهرم بیاد سمتم یا منو از خودش نرونه 

راستش من خیلی برتی رابطه و بقل کردن و اینا زبونی ازش خواستم حتی دعوا هم گردم ولیی میگفت رابطه ماهی دوبار از سرتم زیادیه و باید تو بخوای که رابطه ای درکار باشه(آخه همه حرفش اینه که وقتی رتبطه زیاده من بداخلاقی میکنم و دعوا راه میندازم و همش میگه که من همونم که روزی دو بار نیازمه ولی تو دلسردم کردی)


گروه آبی💙وزن شروع ۷۳ وزن هدف ۶۵💙

سلام رویا جون.ممنون از راهنماییهای خوبت.یه سوال داشتم در مورد مردهای که خیلی غرور دارن و کلا حالت مردسالاری تو خونه دارن تا جایی که تو کار خونه کمک نمیکنن چون فکر میکنن از اقتدارشون کم میشه .چه جوری باید با این جور مردها رفتار کرد و چه جوری میشه درخواستها رو بگیم که مخالفت نکنن.و یه چیز دیگه اینکه شوهر من علاوه براین ویژگی یه حالتی داره که مثلا یه جا رو میگه برو ولی بعد وقتی میام ناراحتی میکنه البته همیشه اینطور نیست. ممنون میشم پاسخم رو بدین 

سلام رویا خانوم وقت به خیر ،رویا خانوم یه سوال ازتون دارم اگه می تونید جواب بدید میشه لطفاً در مورد سیاست داشتن در مورد خانواده شوهر یکم راهنمایی کنید ،مثلا رویا خانم یه برادر شوهرم دارم خیلی حسود وببخشید آدم مفت خوریه دایم از شوهرم سواستفاده می‌کنه ،مثلا لباس وآبجو وابزار وپول و همه چی از شوهرم میگیره وپس نمیده واین کار همیشه بوده البته مقصر خود شوهرم هست که هر کاری می کنه می‌ره براش تعریف می کنه ،اونم که منتظره فرصت ،البته الان یه خورده بهتر شده ولی باز برادرش پرو هست البته از شوهر من ۸سال کوچیکتره ،البته رویا خانوم حس می کنم شوهرم انگار مهر طلبه ویا اینکه کمبود شخصیت داره ،مشکل اصلی من اینه که برادر شوهرم به خاطر حس حسادتی که به من داره ،البته در مقایسه با همسرش داره پاشو از گلیمش دراز تر می کنه وجدیدا فیش حقوقی شوهرم رو میره زودتر از خود شوهرم میگیره چون توی یه اداره هستن وبرای اینکه من فیش حقوقی رو نبینم اونو به شوهرم نمیده البته نا گفته نماند شوهرم کارت حقوقش رو به من داده و بهم گفته که تمام خرج کردنش با خودت و یه چیز دیگه اینکه برای شوهرم یه مبلغ پاداش دادن اون زودتر رفته گرفته وپیش خودش نگه داشته واین حرکت آخریش خیلی رو اعصابمه و متاسفانه به خاطر اون آدم عوضی با شوهرم بحثم شد و خیلی دخالت‌های دیگه هم کرده که من همرو دفع کردم ولی  مشکل آخری  گویا به خاطر همکار بودنشان تمومی نداره هر چی هست باید روشوهرم کارکنم 



سلام رویا جون امیدوارم که حالت خوب باشه عزیزم

من الان تقریبا یک سال و نیم هست که عقد هستم منو نامزدم خیلی همدیگرو دوست داریم مخصوصا خودم که خیلی بهش علاقه دارم و بیش از حد بهش وابسته هستم که این خیلی اذیتم می کنه 

نامزدم خیلی اعصاب ضعیفی داره و سر مسائل خیلی کوچیک و پیش پا افتاده یه دعوای خیلی بد راه میندازه و اخیرا تو دعواهامون همش میگه که خستم کردی برو و این خیلی قلبمو می‌شکنه اما همیشه چون میترسیدم از دستش بدم کوتاه میومدم و هرجور که میخواست رفتار میکردم  من الان هیچ دوستی ندارم چون نامزدم گفت یا من یا دوستات منم مجبور بودم با همشون قطع رابطه کردم هرچقدرم بهش اسرار کردم براش دلیل آوردم اما اصلا گوش نداد و دلیلش هم این بود که یه وقت دوستام بهم بگن که بهش خیانت کنم یا بخوان زندگیمونو خراب کنن اما اگر من ازش میخاستم که این کار رو انجام بده اصلا انجام نمی‌داد حالا دوستام به کنار مجبورم کرد که با دختر خالم هم قطع رابطه کنم چون دوبار ازدواج کرده بود و باز هم همون دلیل قبل رو داشت 

واقعا خسته شدم دیگه از بد دلی هاش و اینکه اصلا بهم احترام نمی‌زارم هرچی از دهنش درمیاد رو به من میگه  منم چونکه میخام آروم بشه و دیگه بحث تمام بشه هیچی نمیگم و کوتاه میام و آخرهم همه تقصیر ها نیفته گردن من اصلا نمیشه باهاش حرف زد تا میام حرف بزنم زود عصبانی میشه و باز دعوا چند روز که واقعا خسته شدم و تصمیم گرفتم از هرچی ناراحت شدم اصلا دیگه بهش نگم چون هروقت ناراحتیم رو گفتم باهام دعوا کرده واقعا احساس بدی دارم هرچقدر هم ازش میخام که بریم پیش یه مشاور تا راهنماییمون کنه زندگیمون درست کنیم نمیاد واقعا نمی‌دونم چیکار کنم هرچقدر نادیده میگیرم کارهاشو کوتاه میام اما اون بیشتر کارایی میکنه که منو ناراحت کنه بیشتر هم از این دلم شکسته که میگه میرم یا میگه دیگه دوست ندارم خستم کردی لطفا راهنماییم کن عزیزم

سلام و درود به شما

یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که من با همسرم دارم وقت بسیار زیادی هست که ایشون پای لپتاپ و گوشی سپری میکنن. می‌تونم بگم وقتی که با خانواده میگزرونن صفره تقریبا

حتی توی پارک هم گوشی دستشونه و یا مشغول خرید اینترنتی هستند یا خوندن خبر. 

تمام وقتشون رو صرف خوندن اخبار و وقایع و گوش دادن پادکست و برنانه‌نویسی و پژوهش که مربوط به شغلشونه میکنن.

البته برنامه‌نویسی و پژوهش خیلی کمتر و پیگیری اخبار و وقایع خیلی بیشتر

به زور و با بداخلاقی گوشی به دست گرفتن سر سفره غذا را ممنوع کردم. 

راستش دیگه برام غیرقابل تحمل شده این رفتار

صحبت هم زیاد کردم ولی بی‌اثر

لطفا راهنماییم کنید بچه هام هم خیلی بد دارن الگو میگیرن 😢

همیشه خواسته‌ام از خدا فقط او را،   چنان‌که خسته‌تنی چای قندپهلورا ☕☕☕

سلام رویاجون 

یچیزی ذهنمو درگیر کرده اینک اگ شوهرمون ب اندازه ای ک واس خونوادش ارزش میذاره واس خونواده من نزاره با چ راهی میتونم بهش بگم ک ب خونواده منم همون ارزش بذاره؟

انتظارداره منم ارزش بزارم بخونوادش 

ولی اون اونطور نیس باخونواده من

سلام رویاخانوم من ازسیاستا وراهکارهای زیرکانت خیلی خوشم اومدشماواقعاخانوم باهوش فوق العاده ای هستی🌹من شوهرم اخلاقاش مشابه شوهرشماس ولی خیلی خسیسه خودمم سیاست ندارم اصلا.میخوام راهکاربدی چطورباسیاست ازش خرجی بگیرم سرکوفت نخورم...

لطفامسخرم نکنین میدونم خنده داره ما۷ساله زن شوهریم یه دختر۱۶ماهم دارم ولی من نمیتونم جلوی خودش اسمش که (X )هستش صداکنم قدرت تکلمشوندارم جرئت گفتن ندارم چیکارکنم💗ممنون میشم کمکم کنی عزیزم؟؟؟؟

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز