من میدونم که خودم خیلی مشکل دارم
ولی رفتارهای شوهرم دامن زده به مشکلاتم
اوایل ازدواج رابطه زیاد داشتیم منم که بی اطلاع و خیلی ساده بودم سادگیم بیش از حده
خیلی راغب نبودم شوهرم خیلی گرم بود طوری که با روزی دوبار رابطه بازم سرککفت اینو نیزد که صیغه هم باید داشنه باشه تا هم تنوع باشه هم اینکه نیازش برطرف بشه یعنی اگر من روزی ده بار هم باهاش بودم اسم صبغخ رو میاورد ویا حتی گاهی از زن دوم و اینا حرف میزد یکی دو بار حتی دیدم که با چند نفر چت گرده در مورد صیغه و اینا و یا جتی یکی دو موردش رو بهم گفت که باهاشون صحبت کرده ولی به نتیجه نرسیده
منم خیلی خام بودم بهش میگفتم نیازی به صیغه نیست من خودم برطرف میکنم ولی اون همیشه از تنوع حرف میزد
تا اینکه من بیخیال از همه اینا دنبال بچه بودم که فهمیدم مشکل نازایی دارم دیگه افتادیم دنبال دوا و درمون که دکترم بهم میگفت رابطه دیگه آخرش یک روز درمیون وگرنه شوهرت ضعیف میشه و تو باردار نمیشی
منم به حاطر همین موضوع دیگه رابطمو کم کردم ویا اگر بیشتر میشد با بدخلقی من مواجه میشد.
تا اینکه خدا خداست و من دو سال و نیم بعد از ازدواج باردار شدم
دکتر گفت نباید رابطه داشته باشم و بهم استراحت مطلق داد
نه ماه دندون رو جیگر گذاشت و حرفی هم از صیغه نزد بعد ها میگفت نمیخواستم آرامشت بهم بخوره
مطمئن هستم که شوهرم نه با کسی هست نه بوده به قول خودش ازم ترسی نداره اگر باشه بهم میگه
دو ماه بعد زایمان خونریزی داشتم و رابطه هم نبود ولی شوهرم تو این مدت خیلی اذیتم گرد هی سرکوفت زد توهین گرد اذیتم گرد
شش ماهگی بچم فهمیدم دوباره حامله ام دوباره بدبختی شدوع شد و من تقریبا ۵ ماه اول تو اسنراحت نبودم ورابطه داشتیم کلی بهدش دوباره رفتم استراحت و شوهرم خیلی باهام بدقلق شد بعد زایمان دومم هم دوباره تا دوماه مشکل خونریزی داشتم بعدش با هم رابطه داشتیم ولی دعواهامون زیاد بود
حالا حدود یکسالی میشه که رابطمون در حد ماهی دوباره
بهم میگه ازم سرد شده
میگه من تو این زمینه اذیتش کردم
میگه من براش کم گذاشتم
میدونم گه پای کسی درمیون نیست
میگه رابطه نداریم مگر خودت بخوای
قبلا همیشه خودش میخواست و مجالی برای درخواست من نمیذاشت الان عقده شده براش
بهم محل نمیده
خودم قبول دادم که خیلی مشکل تو رفتارم هست ولی نمیدونم چطور درست کنم
شوهر میدونم هنوزم نیازش بالاس ولی نمیاد سمتم
خودم خراب کردم
من مشکل منت کشی دارم
دعوامون که میشه چه مقصر باشم چه نباشم میرم جلو معذرت خواهی میکنم تا نبخشه ولش نمیکنم از این اخلاقم خیییییلی متنفرم ولی نتونستم تو این مدت بهش غلبه کنم
شوهرم میگه از اون اول من گند زدم به همه رابطه هامون چون من سرد بودم خوب شوهر من بیش فعال بود تقصیر من نبود