2777
2789
عنوان

تجربه رویایی 2

| مشاهده متن کامل بحث + 141085 بازدید | 986 پست

رویا جان بابت همه ی راهنمایی های قبلیت ازت خیلی مچکرمممم.رویا خانم من یه زن ضعیفم که تو سری خور شوهرمم....میخام یه زن قوی باشم....اگه میشه لطف کن بهم کمک کن.بهم بگین چکار کنم؟شما این همه سیاست و اطلاعات رو از کجا اوردین؟کتاب خوندین؟؟هر کاری که کردین محبت کنیک به منم بگین تورو خدااااا

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

[QUOTE=199171363]حدس میزدم منشأش در دروان کودکیت باشه  اول باید در خانه به نوع رفتار شوهرت اعتراض کنی  ...[/QUOTE

سلام رویا جون.ممنون عزیز به خاطر راهنمایی های خوبی که میکنی.انشاءالله انجام میدم و به اون نتیجه دلخواه میرسم.ممنون میشم در مورد مبارزه با حسادت و ترس از قضاوت بازم بیشتر توضیح بدی.خیلی زیبا تونستی خودت رو بشناسی و منم دنبال همین خودشناسی هستم از مطالبت درس میگیرم و گاهی چندین بار میخونم.امیدوارم به آرزوهات برسی ممنون عزیزم 

درود بانو ❤ عزیزم بهت پیشنهاد میکنم البته اون به صلاح دید خودت با توجه به وضعیتت سعی کن کاری ر ...

اصلن نمیدونم تصمیمم برای ادامه زندگیم چی هست ممنون که راهنمایی میکنید.اگه یادتون باشه گفتم همسرم بددلم هست برای کارای ضروری بزورمیزاره برم بیرون چه برسه به کار.امروزتلگرامموحذف کرد.مدام باهم درگیریم خیلی بهم گیرمیده منم ناراحت میشم وگذشتروشخم میزنم.پسرم خیلی راحت بهم میگه بروخونه بابات البته بیشترجلوباباش.میگه اگه بری شکایت کنی وبخای بالج طلاق بگیری حتی نمیزارم بچروببینی .نمیدونم بااین زندگی داغون هنوزم اگه باشم برای بچم بهتره.آخه خیلی عصبی شدم خیلی راحت روبچم دست بلندمیکنم فوش میدم بهش.هرروزشاهددعوامونه وطرف باباشه البته یه بچهی 4ساله گناهی نداره.بااین وجودبنظرتون ادامه این زندگی به صلاح بچمه ؟؟کمکم کن رویاجان مشاورنمیزاره برم.

توفکرش نیستی و پیداش میشه ولی وقتی که باید باشه میره 😕
اصلن نمیدونم تصمیمم برای ادامه زندگیم چی هست ممنون که راهنمایی میکنید.اگه یادتون باشه گفتم همسرم بدد ...

بعداز6سالرفتم موهانورنگ کردم کلی فوش داد وهمش دعوامیکنه وهرجامیریم بایدهدبزنم وگرنه...خیلی داغونم احساس حقارت میکنم ایندفه که قهرکردم همه ازمشکلاتم باخبرشدن اگه الان همسرم تغییری نکنه غرورم میشکنه که خیلی راحت برگشتم .مهریم 114سکه است میگه سی ملیون بهت میدم توافقی جداشیم اگه بخای لج کنی وشکایت هیچی که نمیدم هیچ ارزوی دیدن بچتوهم بایدبه گورببری.ایندفه که قهربودم همه اموالشوبه نام بقیه زده.افسرده شدم اصلن میلی به رابطه ندارم یعنی صفر.به این نتیجه رسیدم تواین زندگی یه مهرهی سوختم حتی پسرمم منونمیخاد.ازونورم چون بدون اجازه پدرم برگشتم بابام عصبانیه ازم ونمیتونم دوباره برگردم.میترسم بدهکاربچمم باشم.خیلی داغون وبه هم ریختم .

توفکرش نیستی و پیداش میشه ولی وقتی که باید باشه میره 😕
درود بانو الان وضعیت رفتاری بینتون چجوریه؟ و اینکه ترک رفتارهای مادرانه از طرف شما چه تاثیری داشته ...

عادی هستیم دعوا اینا نداریم فعلا ولی قوی تر شدم قبلا یحرفی میشد بغضم میگرفت چیزی نمیگفتم ولی الانجسورانه حرفمو میزنم. اعتراضی نکرده ولی احساس میکنم تغییرمو حس کرده فقط سر داروهاش که دیگه من سرموقع نمیدم گفت دیگه نمیدی گفتم تا خودت نخای نمیشه چون من چند بار وقت دکتر براش گرفتم نرفت کلا ولش کردم میگم تا خودت نخای نمیشه یبارم گفت هرچی بگی میکنم دیگه گفتم خودت یه حرکتی بزن بفهمم. من سعیمو میکنم ترک کنم عادات مادرانه رو ولی اون آبم بخاد از من میخاد از جاش تکون نمیخوره و سرش گدشیه تا موقع خواب. نمیدونم این عادتشو چجوری ترک بدم. اینستا نمیزاره نصب کنم خودش داره درمورد اون چیکار کنم؟. اینارو میگم بیشتر شوهرمو بشناسین.ممنون میشم بخاطر اینا هم راهنماییم کنین. شبا مثلا میگه جلسه ام یا فلانی کارم داشت یا چون واسه بیماریش ورزش خوبه میگه میرم بدوام. اعتراض کردنی گارد میگیره و توضیحی هم نمیده اصلا یه بهونه هایی میاره که من نتونم چیزی بگم. چیزیم نگفتنی خوش اخلاق باهام برخورد میکنه همون بهونه هارو میاره یخورده نازمو میکشه اگه دوبار بشه نازش اخم میکنه میره دیگه ام نگام نمیکنه. رمز گوشیشم نمیزاره بفهمم که چکش کنم البته منم اصراری نکردم که بدونم.اون هیچ وقت تا کاری نداشته باشه بهم زنگ نمیزنه ولی من نزدیکای اومدنش یا دیر اومدنی میزنگم . کارم خوبه؟ یا دیگه نزنگم؟

فقط یه جمله میگم  اگه کینه رو از دلت بیرون نکنی خودت و تنها خودت بیشتر آسیب میبینی  کتاب ...

سلام رویا جوون 😍😍من گراته (عاطفه) هستم . کاربریم تعلیق شده این کاربری جدیدمه .. لطفاً تاپیک پرند جون صدام کنید .

سلام عزیزم 

من تعریف شما رو از یکی از دوستانم شنیدم و بهم گفتن که بیام مشکلمو تو تاپیک شما مطرح کنم راهنمایی های خوبی می کنید. ممنون میشم منم راهنمایی کنید 


همسرم حدودا 2 سال پیش من رو که تازه زایمان کرده بودم و بچم 18 روزش بود گذاشت خونه ی بابام و گفت طلاق. دلیلشم این بود که من با خواهرش پنهانی تلفنی صحبت میکردیم ولی اون روابطش با خواهرش بد بود و به من تاکید می‌کرد با خواهرش صحبت نکنم ولی خواهرش به من زنگ میزد و باهم حرف می زدیم دیگه گفت تو با این کارت به من خیانت کردی و الانم میگه با اینکه خیلی دوست داشتم ولی بهت اعتماد نداشتم دیگه. اون موقع که با هم زندگی میکردیم هم خیلی ادعا می‌کرد عاشقمه. دیگه ما تقریبا یک سال در فرآیند جدایی بودیم یک سال هم هست جدا شدیم ولی ارتباط چتی و پیامکی داریم و تو این مدت همش از گذشته گفته تو حرفاش که چه برنامه هایی داشتم برای زندگیم و خرابش کردی و... چند روز پیش هم پیام داد می خوام برگردم ولی مهریه رو ببخش تا برگردم که قبول نکردم. خلاصه که نه دل میکنه بره نه مثل آدم برمیگرده و اشتباهات خودشو قبول می کنه. من چه رفتاری باید باها‌ش داشته باشم؟ 

در کنار مقابله کردن با بد دلی شوهرم روی رفتار و احترام گذاشتن به زن هم کار کردم و کم کم اون چیزها و ...

سلام رویا بانو ممنون از تاپیکهای اموزنده ت لطفا در مورد تربیت بچه م از کوچیکی تاپیک بزن سپاس فراوان از شما دوست عزیز

درود بانو الان وضعیت رفتاری بینتون چجوریه؟ و اینکه ترک رفتارهای مادرانه از طرف شما چه تاثیری داشته ...

یه مشکلیم که دارم واسه خودش بیشتر از من بها میدهمثلا خودش بفکر گوشی ۳۰ میلیونیه به من میگه بیا گدشیمو بهت بدم من برا خودم بگیرم یا میگه تو ۶ ۷ میلیونی انتخاب کن. بدم میاد از این کاراش. یا الان میخاد بره باشگاه دو و نیم بده درحالی که بنظرم خرج اضافیه و من باشگاه ساده هم بخامبرم نه میاره

سلام رویای عزیزم

راستش ما با خانواده همسرم تو یه ساختمون زندگی میکنیم خانوادش خیلی زورگو هستن و اصلا احترام سرشون نمیشه  شوهرمم این رفتارارو دیده دیگه خودش مشتاق جدا زندگی کردن شده

وقتی عنوان کرد رفتنمونو یه دعوای بزرگ پیش اومد و پدرش هرچی از دهنش دراومد به من گفت .. البته من خونه خودم بودم ولی بلند داد میزد که من بدوبیراهارو بشنوم (اینم بگم بار اولش نیست و قبلا هم پیش اومده و من یکسال قطع رابطه بودم باهاشون) از اونموقع من پامو خونشون نزاشتم از طرفی هم مجبورم تا اخر تابستون تحملشون کنم .. چندروز پیش شوهرم حرفشو انداخت که دیگه نیا خونه بابام به جز عیدا و روز پدر و .. گفتم نه من تا یه مدت طولانی اصلا نمیخوام پامو اونجا بزارم گفت نه دیگه زشته نیای .. ولی من حتی برای چند ساعتم نمیتونم تحملشون کنم دیگه چطور اونا که جز احترام از من چیزی ندیدن به خودشون اجازه دادن هربی احترامی بکنن ولی من قطع رابطه کنم زشت میشه 

سلام ب رویا بانو‌ و سایر خانمای تایپیک ......من از مدتها قبل از تایپک گلبوته خانم میشناسمتون ....راستش با دقت پستاتون رو خوندم ....کاملا مشخصه ک شما چقدر زن ارزشمندی برای خانواده و جامعه هستی ...تبریک میگم بهتون خیلی تلاش کردید تا ب اینجا رسیدین

2827
2791
2779
2792