سلام دوستان.من دوهفته اس پدرم فوت شدن بیماربودن ..اما توی جا نیفتادن .سنشم ۶۸سال بود..راستش من هنوز نتونستم مرگشو قبول کنم .هی راه میرم میگم چراابنجوری شد چرا اونجوری شد البته تو دلم..میخواستم ببینم چقدر میکشه آدم عادت کنه و قبول کنه..تواین شرایطم نمیتونم به دختر ۶ماهه ام برسم..خدایااا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
😭😭😭😭 تو مامانتم نیست ای خدا😥😭😭😭😭 تو دیگ چکار کنی خدا صبرت بده عزیزم من خیلی از دردلامو با پ ...
از دلتنگی زیاد هممون فشارخون گرفتیم .... همش سر درد داریم من که دیگه چشامم درد میکنه از بس گریه کردیم ولی چکار میشه کرد راضیم به رضای خدا .. خیلی سخته تو شهر غریب پدر و مادرتم نباشن😔😔
بیشتر قدر مادرت رو بدون
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما همه از من گریزانند 😔 تو هم بگذر از این تنها ... همه از من گریزانند 😔
من تا ۶ ماه پیش هر شب تو خواب بود.منم بیقرارش بودم حسابی افسردگی گرفته بودم هی هرشب خواب پدرم صب ک پل میشدم چقدر دلم براش تنگ میشد بهش گفتم بابا تورخدا دیگ ب خداب من نیا من خیلی حالم بد میشع نیا بزار زندگیمو بکنم پدر. دیگ ازون ردز دیگ نیومد اینقد دلتنگش شدم دوشب پیش فاتحه خوندم گگفتم بیا بخوابم پدر اومد ولی اصلا باهام حرف نزد کلا مث غریبها بود خیلی الم گرفت گفتم حتما از دستم ناراحته
من ب عمق مردن پدرم ک فکر میکنم از خدا بیزار میشم کلا ی لحظه کافر میشم
میشه برای شادی روح بهترین پدر دنیا ی صلوات مهمونم کنید😔
چیشد فوت کردن؟ من این اخریا همش دستشو میبوسیدم و پدرم میگفت دختر خوبی شدی😇😭😭😭 د ۶ ماهه حامله ...
خیلی غیر منتظره بود اصلا فکرش رو هم نمیکردیم کاش لااقل یه روز مریض بودن یا انقدر وابستشون نبودیم که انقدر شکه نمیشدیم
شبش گفتن دستم درد میکنه این دستشون هم قبلا شکسته بود فکر کردن مربوط به اونه صبح یه دفعه گفته بودن حالم بده رفتن بیمارستان همونجا در جا سکته کردن و تمام
خیلی غیر منتظره بود اصلا فکرش رو هم نمیکردیم کاش لااقل یه روز مریض بودن یا انقدر وابستشون نبودیم که ...
من پدرم تو خونه فوت کرد روز اخری بود من از صب تا عصر ساعت شش همونجا بودم بعد ک رفتم فوت کرده پدر منم میگف سر دلم درد میکنه اما ب شدت از دکتر میترسید نمیرفت دکتر میگف خوب میشم ک برادرم رف میوه بهره بیاره ک تموم کرد یادمه همش برادرامو صد ا میکرد بعد پدر مادرشو دورش بگردم خداحافظی اخرو باهاش کردم
میشه برای شادی روح بهترین پدر دنیا ی صلوات مهمونم کنید😔
عزیزم.من همش پیش خودم میگم الان بابام اونجا تنهاس.تاریکه.اون هیچ جا بدون مانمیرفت.الان اونجا چکارمیک ...
خوب مشکلت دقیقا همینه
منم پدرم را از دست دادم و خیلی هم دوستش داشتم ولی خیلی دوران را خوب پشت سر گذاشتم و فکر میکنم دلیلش این بود که از ته قلبم اعتقاد داشتم بهترین جا الان نصیبش شده و همیشه هم ازش کمک میخوام چون تصوز میکنم اون الان جایگاه خیلی بالاتر و بهتر از ما داره