سلام دوستان من بخاطر کرونا دیگه دانشگاه نمیرم چون بستس و از صبح تا شب همش توی خونم شوهرمم از سرکارکه میاد خیلی خستس نمیتونه منا ببره بیرون مامانمم توی شهر دیگس خیلی حالم بده همش تو خونم دارم افسردگی میگیرم بنظرتون چیکار کنم ؟؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آهای طعنه زده چشم تووو به چشمای راسو ستاد مبارزه با تبعیض علیه حیوانات دوستانی که تو امضاتون مینویسید کاربری برای دونفره،زور نزنید عزیزان ما باور نمیکنیم خسته از جانی که در قفسی به نام تن اسیر است🥀
روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.گاهی فکر می کنم لازمه مادر شدن داشتن قلب و روحی وسیع است. شاید هنوز به این وسعت نرسیدم که خدا نمی خواهد مادر شوم. اما روزی که مادر شوم همه شهر را خبر خواهم کرد.