2777
2789
عنوان

عاهم/

| مشاهده متن کامل بحث + 4550 بازدید | 988 پست
خاک‌تو چوخت دیگ کاربریم باز نمیشه چون رمز فراموش کردم😶😶😶😶حالا شاید ی بی ادب گفتم بهش😂😂😂😂😂

ن زحمتت میش/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

همین/ خاعک/ داش زر میزد/ ی نکبت میگفتی بش فقط/ تف/

نکبت منظورم‌مهتاب بود😕

خدا اگر بخواد هیچ‌کس جلو دارش نیست امیدوارم ک خدا برات بخواد💞  تو زندگیم ی آدمایی هستن ک با هر کلمه حرفاشون  بارها بارها ب خودم میگم کاش هیچوقت نمیشناختمشون😄    
تو فقط لوس شو......

بد عادتم نکن/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
بیا پام جلوتع/

نگار دهنمو وا نکن‌دلبندم😊

خدا اگر بخواد هیچ‌کس جلو دارش نیست امیدوارم ک خدا برات بخواد💞  تو زندگیم ی آدمایی هستن ک با هر کلمه حرفاشون  بارها بارها ب خودم میگم کاش هیچوقت نمیشناختمشون😄    
بهترررر خودم‌اینجام😎

ار دیع یار جنگی پیشمع/


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
گاو    

جونزع گاو/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
نکبت منظورم‌مهتاب بود😕

عاها/

خب خوب/

گف اف میشم/

تگش کن ببین چشع/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
😶😶😶😶اینم‌حرفیه🤣🤣🤣


  /

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
2790
2778
2791
2779
2792