امشب عموم اومده بود خونمون
بعد از کرونا اولین باره کار واسش پیش اومده بود مجبوری اومد خونمون
بعد صحبت رانندگی کردن شد من گفتم بلدم ولی بابام نمیذاره بشینم و این حرفا
بعد بابام ... که نمیدونم واقعا چی باید بگم بهش ، برگشت گف بیا واست ماشین بگیرم برو اسنپ کار کن !
حالا هیچوقت نمیذاره برم سرکار ، بعد جلو عموم برگشت گف برو اسنپ کار کن !
منم بهم برخورد ، گفتم من نیازی به پولش ندارم ، در ضمن من عقد کردم و شوهرمم دستش به دهنش میرسه ، همین چنماه پیش عقد کردم و عموم حتی به بابامم که داداششه تبریک نگف ،
بعد از چن دیقه عموم برگشت یه شخصیت تو تلویزیونو مثال زد و به داداشم گف درستو بخون بچه که کار خوب داشته باشی نخای آویزون باشی !
قشنگ به من تیکه انداخت مرتیکه عوضی
بعدم به داداشم گف درساتو میخونی و فلان که بابام بجاش جواب داد نه بابا اینا عرضه ندارن و بازم کلی تخریبمون کرد
ادامه داره الان مینویسم