از روز اول خواستگاریم آبجیم ب شوهرم داشت خلقیاتمو میگفت و گفت نماز شوسر وقت میخونه همیشه همزمان با اذون صبح باگوشیش بیدارمیشیم ... تا یه ماه بعد عقد شوهرم خودشو نماز خون نشون میداد بعدش ترک کرد... گاهی اوقات بس بهش میگفتم هر دو هفته یکبار میخوند... الانکه فهمیدم مذهبی نیست ک هیچ کلی چیزای خراب تو گوشیش بود من بهش نگفتم تنها کاری که میکردم ب بهونه شارژ کردن گوشیش و گذاشتن حالت پرواز موقع خواب نگاه میکردم ببینم کارش ب خیانت رسیده یا نه. جدیدا گیر میده میگه تو ب گوشیم چیکار داری دیگم دست نزن... یهو از کوره در رفتم گفتم ک راحتتر بتونی واسه خودت چیزای ناجور ببینی؟ اینو شنید جای خوابشو برد تو سالن وگفت تهمت الکی میزنی تا معذرت نخوای نمیام. منم هیچی نگفتم نصف شب از تنهایی ترسیدم رفتم بیدارش کردم الکی گفتم معذرت میخوام اونم برگشت تو اتاق... امروز موقع اذون بیدار شد دعوام کرد ک همش بخاطر نماز خوندنای تو بیدار میشم یا دیگه سحر بلند نمیشی یا میرم تو یه اتاق دیگه میخوابم درم قفل میکنم نتونی بیای. اینم بگم هر سال نزدیک عید بهونه الکی میاره قهر میکنه تا آخر تابستون... دیگه شک کردم تو اون مدت با کسی در ارتباطه یا ن؟ یعنی واقعا این بهونه ها سر نماز خوندنمه اگه صبح بیدار نشم مشکل حل میشه آیا؟! خیلی دلم میخواد جامو جداکنم ک منت نذاره ولی بخاطر ترس زیاد و تشنج واسم خطرناکه حتی گفتم تو این مدت منو بذار خونه مامانم قبول نکرد