این داستان کاملا واقعیه و براساس قوه تخیلم نیست بخدا داستان زندگی دوست و همکلاسی مامانمه و حتی مامانبزرگمم برام تعریف کرده که خودم بارها تو خیلی جاها تعریف کردم بد نیست شما هم بدونید😔
این داستان مال تقریبا ۲۳ یا ۲۴ سال پیشه که مامامم اون موقع دبیرستان بوده مامانم میره رشته انسانی درس میخونه و دوستش نسیم(اسم مستعار) میره رشته تجربی
نسیم یه دختر خوشگل و درس خون و باهوش بوده مامانم خیلی از زیباییشو و درسش تعریف میکنه رشته مورد علاقش پزشکی بوده