مامان نسیم وقتی خبر کشته شدن دخترشو میشنوه یقه لباسشو پاره میکنه میگه خدایا وجود نداری اگه انتقام دخترمو از این نابرادر نگیری اگه هم نابرادرم بمیره روز مرگش لباس سفید میپوشمو دستامو حنا میگیرمو کِل میزنمو ساز و دوئل میارم در خونم😔 مامان و بابای نسیم خونشونو عوض کردن رفتن یه روستای دور افتاده تا غم سنگین از دست دادن دخترشونو کمتر حس کنن
هنوز یک سال از مرگ نیسم نگذشته بود که خبر اوردن کیومرث در اثر تصادف فوت شده مامان نسیم لباس سفید پوشید و دستاشو حنا زد و کِل زد و ساز و دوئل آورد در خونش انگار که عروسی تک دخترشه😔
تو این ۲۴ سال قبر کیومرث سه بار ترکیده از شدت فشار شاید دلیلش این باشه که حتی خاک هم به معصومیت و مظلوم بودن نسیم ایمان داشته
چه معصومانه دخترای مثه نسیم میرن زیر خاک فقط به جرم این که عاشق بودن واقعا راست میگن که دختر بودن کار سختیه😔