اعصابم داغون شده براش☹☹
با یه دختری دوس شده بود
خیلی داداشم بهش وابسته شد
از همون اول حرفای دختره ضد و نقیض بود ، انگار که دروغ میگفت
امروز دستش رو شد که کلی دروغ گفته بود و کلا جریان زندگیش فرق میکرده
داداشم ۲۳ سالشه
هیچوقت گریشو ندیده بودم😭😭😭😭😭😭
الان رفته تو اتاقش داره گریه میکنه میخواد کسی نفهمه ولی صداش میاد😭😭😭
ای کاش میتونستم یه کاری براش بکنم