اسی من 21 تیر سالگرد عقدمه 27 تیر سالگرد عروسیمه 21 تیر به شوهرم پیام عاشقونه دادم و تبریک گفتم سالگرد ازدواجمون رو جوابمو نداد غروبش زنگ زد گفت آماده شو بریم بیرون گفتم خب حتما میخواد شام مهمونم کنه و سورپرایز داره برام رفتیم یه دور زدیم برا دوستش قاب گوشی خرید یه بستنی قیفی بهم داد انقدر غصه خوردم تو خیابون با بغض بستنی خوردم بدترین بستنی عمرم بود اومدیم خونه گفتم خب حتما میخواد 27 تیر رو بجاش جشن بگیره برام که اونم مادرشوهرم زنگ زد گفت میخوام با خواهرم بیام خونتون شام رو منم به خانواده خودم گفتن بیان خلاصه 20 نفر آدم اومدن خونم کیک مادرشوهرم خرید و این شد سالگرد مسخره ی ازدواج ما😒 هیچ کادویی شوهرم برام نخرید منم پول جمع کرده بودم کادو بخرم دیدم اون نخرید منم نخریدم