2777
2789
همانند بُتی مغرور و زیبایی تو ای دختر! من ابراهیم می گردم شکستت میدهم آخر   و شاید هم مرا با آت ...

درد من در سینه ام هر لحظه غوغا می کند 

 راز های خفته را بر من هویدا می کند 

درد را تا انتهای سینه می باید فشرد 

استخوانی هست آنجا ، عقده را وا می کند


ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته    *    دود نخیزد از او، چون نفس سوخته    *   دلبر بی خشم و کین، گلبن بی رنگ و بو ست    *   دلکش پروانه نیست، شمع نیفروخته     *   در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست  *   کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته
درد من در سینه ام هر لحظه غوغا می کند   راز های خفته را بر من هویدا می کند  درد را ...

مَبَر ظن کَز سرم سودایِ عشقت؛
رود تا بر زمینم؛ استخوان هست...
#سعدی🍃

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

جز آرزوی وصل تو یک دم نمی کنم

یک دم ز سینه مهر تو را کم نمی کنم

ای آنکه سربلند مرا آفریده ای

جز پیش آستان تو، سر خم نمی کنم


ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته    *    دود نخیزد از او، چون نفس سوخته    *   دلبر بی خشم و کین، گلبن بی رنگ و بو ست    *   دلکش پروانه نیست، شمع نیفروخته     *   در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست  *   کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته
جز آرزوی وصل تو یک دم نمی کنم یک دم ز سینه مهر تو را کم نمی کنم ای آنکه سربلند مرا آفریده ای ...

نگارا! وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی؛
که ما را بیش از این طاقت نمانده‌ست آرزومندی...
#سعدی🍃



عشق زمینی با عشق الهی منافات نداره؛ در امتدادِ همند...💛

نگارا! وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی؛ که ما را بیش از این طاقت نمانده‌ست آرزومندی... #سعدی🍃 ...

گر در ازای عشق، غم عالمم دهی
با عالمی معاوضه این غم نمی کنم
جز راه پاک دوست یقیناً نمی روم
جز انتخاب عشق، مسلّم نمی کنم

ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته    *    دود نخیزد از او، چون نفس سوخته    *   دلبر بی خشم و کین، گلبن بی رنگ و بو ست    *   دلکش پروانه نیست، شمع نیفروخته     *   در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست  *   کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته
گر در ازای عشق، غم عالمم دهی با عالمی معاوضه این غم نمی کنم جز راه پاک دوست یقیناً نمی روم جز ...


از دوست به یادگار دردی دارم؛

که آن درد به صد هزار درمان ندهم...

#لاادری🍃

از دوست به یادگار دردی دارم؛ که آن درد به صد هزار درمان ندهم... #لاادری🍃

تا آب دیده بر عطش سینه مرهم است
سعی از برای کوثر و زمزم نمی کنم
آن شمع خامشم که به شب های بی کسی
حتی هوای گریه ی نم نم نمی کنم

ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته    *    دود نخیزد از او، چون نفس سوخته    *   دلبر بی خشم و کین، گلبن بی رنگ و بو ست    *   دلکش پروانه نیست، شمع نیفروخته     *   در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست  *   کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته
تا آب دیده بر عطش سینه مرهم است سعی از برای کوثر و زمزم نمی کنم آن شمع خامشم که به شب های بی کسی ...

دوش در مجلس به بویِ زُلفِ او آهی زدم
آتشی افتاد در مَجمَر که دود از عود خاست...!
#وحشی-بافقی🍃

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز