2821
2789
بسیار ستمکار و بَسی عهد شکن هست اما به ستمکاریِ آن عهد شکن نیست! #وحشی-بافقی🍃


یارم چو قدح به دست گیرد

بازار بتان شکست گیرد

هر کس که بدید چشم او ، گفت 

 کو محتسبی که مست گیرد  

ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته    *    دود نخیزد از او، چون نفس سوخته    *   دلبر بی خشم و کین، گلبن بی رنگ و بو ست    *   دلکش پروانه نیست، شمع نیفروخته     *   در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست  *   کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

یارم چو قدح به دست گیرد بازار بتان شکست گیرد هر کس که بدید چشم او ، گفت   کو محتسبی که ...

همانند بُتی مغرور و زیبایی تو ای دختر!
من ابراهیم می گردم شکستت میدهم آخر  
و شاید هم مرا با آتشِ عشقت بسوزانی
اگر اینگونه هم گردد، اسیرت می شوم، بهتر!
#سیدتقی-سیدی🍃

دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش آنک بجست از کفم بار دگر بگیرمش آنکه به دل اسیرمش در دل و جان پذیر ...

مَریز دانه که ما خود اسیرِ دامِ توایم
زِ صیدِ طایرِ بی بال و پَر چه می خواهی؟
اثر زِ ناله یِ خونین دلان گریزان است
زِ ناله ای دلِ خونین اثر چه می خواهی؟
به گریه بر سر راهش فِتاده بودم؛ دوش
به خنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟
نهاده ام سرِ تسلیم زیرِ شمشیرت
بیار بر سَرم ای عشق! هر چه می خواهی...
#رهی-معیری🍃

همانند بُتی مغرور و زیبایی تو ای دختر! من ابراهیم می گردم شکستت میدهم آخر   و شاید هم مرا با آت ...


در بحر فتاده ام چو ماهی

تا یار مرا به شست گیرد

در پاش فتاده ام به زاری 

آیا بود آن که دست گیرد

ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته    *    دود نخیزد از او، چون نفس سوخته    *   دلبر بی خشم و کین، گلبن بی رنگ و بو ست    *   دلکش پروانه نیست، شمع نیفروخته     *   در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست  *   کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته
هر جزوم از شکسته دلی موج میزند  من خود شیشه ریزه ام حذر از پای مالیم... بیدل

جز آه نمی آید ازین قلبِ پر از درد!
اینقدر مزن چنگ به سازی که شکسته است...
#فاضل-نظری🍃

در بحر فتاده ام چو ماهی تا یار مرا به شست گیرد در پاش فتاده ام به زاری  آیا بود آن که دست گی ...


روی به خاک می‌نهم گر تو هلاک می‌کنی!
دست به بند می‌دهم گر تو اسیر می‌بری...
#سعدی🍃

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...

ای همچو پری از من دیوانه رمیده
صد بار مرا دیده و گویی که ندیده
دریاب، که ماتم زده روز فراقت
هم چهره خراشیده و هم جامه دریده
ای وای! بر آن عاشق محروم! که هرگز
نه با تو سخن گفته و نه از تو شنیده
آن دل، که نه غم خوردی و نه آه کشیدی
در دست غمت، آه! چه گویم چه کشیده...
#هلالی-جغتایی🍃

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم زندگی تلخ تر از زهر بود گر تو ...

مژده یِ وصلِ توام ساخته بی تاب امشب!
نیست از شادیِ دیدار مرا خواب امشب...
#وحشی-بافقی🍃

2824
2823
2791
2779
2792