با شوهرم دعوام شد دیشب شدید.دلم گرفته کاش میشد میزدم بیرون و دیگه برنمی گشتم.به خدا اگه دوتا پسرام نبودن دیگه هیچوقت برنمیگشتم.افسرده شدم از دست خانواده شوهرم.
گفته بودی که چرا محو تماشای منی **** وآنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی*** مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود****ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
بداخلاق نیست هر وقت بخواد حرفی بزنه که میدونه من موافقت نمیکنم شروع میکنه به لجبازی.الانم میگه الا و بلا باید بریم تهران زندگی کنیم.من کابوسم تهران زندگی کردنه
گفته بودی که چرا محو تماشای منی **** وآنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی*** مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود****ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
کجا زندگی میکنید مگه؟چرا مخالفی،عزیزم هرمردی یه بدیهایی داره زیاد غصه نخور
من 17سال تهران زندگی کردم الانم اومدم پردیس علت اصلیشم خانوادش بودن که یعنی زندگیمو جهنم کرده بودن از دستشون فرار کردم اومدم.یعنی برگردم تهران دوباره مشکلاتم شروع میشه.وقت و بی وقت بدون اطلاع یهو میبینی برادر شوهرم زنگ میزد سر خیابونتونیم میومدن واسه شام.شوهرم هم بهشون نمیگفت قبلا خبر بدید یعنی خونمون شده بود وقف مردم.کلید خونمو همه داشتن.18سال تحمل کردم دیدم درست نمیشه.فکر کن ساعت هفت صبح یهو در میزدن مادرشوهرم وارد میشد.
گفته بودی که چرا محو تماشای منی **** وآنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی*** مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود****ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
من 17سال تهران زندگی کردم الانم اومدم پردیس علت اصلیشم خانوادش بودن که یعنی زندگیمو جهنم کرده بودن ا ...
خب اگه کسی زنگ رو زد در رو باز نکن بزار بره،اگه هم پرسیدن بگو حموم بودن،بعد پیششون که رفتی غیر مستقیم بگو من دوست دارم کسی میاد خونمون قبلش خبر بده،چندسالته عزیزم؟
خب اگه کسی زنگ رو زد در رو باز نکن بزار بره،اگه هم پرسیدن بگو حموم بودن،بعد پیششون که رفتی غیر مستقی ...
با من که هماهنگ نمیکنن با شوهرم هماهنگ میکنن.فکر یه بار یه کاری برام پیش اومده بود رفته بودم خونه مامانم برادرشوهرم اومده تهران واسه کار کردن و آخر هفته میومد خونه ما اومدم خونه دیدم کل خونه پرشده از موی زن.دوست دخترشو آورده بودخونه ما.به سوهرم میگم رفتار خودت باعث شد من حساس بشم رو خانوادت.حاضرم برم جهنم ولی ریخت خانوادتو نبینم.
گفته بودی که چرا محو تماشای منی **** وآنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی*** مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود****ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی