میگه تو بیا مشکلی نیست.من حل میکنم.دیشب دیگه هر چی تو دلم بود گفتم گفتم به شرطی میام که ریخت داداشتو نبینم. گفتم یعنی یه بار بدون هماهنگی بیاد خودم بهش میگم که اول هماهنگ شو بعد بیا.ولی میدونم همینکه برگردم تهران حرفام یاوش میره و میشه همون آش و همون کاسه