2777
2789
عنوان

عروس شما

| مشاهده متن کامل بحث + 3099 بازدید | 189 پست

چقدر دغدغه هاتون ببخشید ولی بی معنیه... چقدر گیر دارید رو همدیگه چقدر دنبال چزوندن همو کی چیکار کرد چی کار نکردید!! اخه چرا باید فکرتون این باشه ک دست ب سیاه و سفید زد یا نزد ظرفارو بزاریم اون بشوره و این حرفا! برید بشینید دوره هم خوش بگذرونید دنیا دو روزه این حرفای خاله خان باجی چیه اخه تو این دوره زمونه... 

به نظرم خیلی زشته از مهمون انتظار داتشه باشین کاری بکنه من با وجود بچه کوچیک هرکی بیاد خونم حتی ابجی 12سالم خودم پامیشم براش میارم و جمع میکنم خیلی زشت میدونم کسی وارد اشپزخونه ام بشه و ظرف بشوره

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من همیشه سفره مینداختم و تمام ظرفا رو میشستم ولی همسرم گفته از این به بعد هروقت خواهر شوهرم و جاریم هم بودن ظرف نشورم هر دفعه .نوبتی باشه

تیرماه اسلیو انجام دادم.اگه سوالی دارید خوشحال میشم کمکتون کنم.وزن اولیه۱۰۷ و وزن یک ماهگی عمل۹۲
من دست نمیزنم مگه نوکر مادرشوهرم

خانمی یک سفره انداختن یا جمع کردن یا کمک کردن که نوکری نیست....شخصیت. رو نشون میده 

خونه آدم غریبه که نرفتین....من خودمم کار نمیکنم ولی ناراحت میشم که حداقل برای سفره چیدن و‌جمع کردن کمک نکنم.  چون ظرف نمیشورم  غذا نمیپزم 

دلم برای پسرای عزیزم که با رفتنشون داغ بزرگ بر دلم گذاشتن هیچوقت نتونستم بغلشون بگیرم کاش فقط یک لحظه میددمشون تا منم باوم میشد  مامان  شدم.خدایا دیگه تحمل مطب دکترا و آمپول و تخمک کشی و انتقال رو ندارم خودت به دل زخم خوردمون نگاه کن ولطف و معجزه ات رو شامل حالمون کن.نه به خاطر من به خاطرهمسرم
منم قبول دارم حرفت هر کی نمیتونه کار کنه دعوت نکنه.

ببین عزیزم.تو فردا روزی که مسن شدی دوست نداری بچه هات بیان خونت؟بیان پیشت؟اونوقت که توانایی بدنت کمتره دوست نداری حالا که براشون غذا پختی اونا ازت دستگیری کنن لااقل جمع کنن خورده های خودشونو؟

اخرین ها همیشه یهویی میان......اخرین دیدار اخرین بوسه اخرین لبخند و .... اونوقت تو میمونی و یه دنیا دلتنگی... تا دیر نشده بهش بگو😔

من با اینکه دیسک گردن دارم اما هر جا برم در حد توانم کمک میکنم،و شوهرم هی چشم و ابرو میاد که بشین و کار نکن، اما خودم خوشم نمیاد کار از مهمون بکشم، مهمون که دارم ظرفا رو میریزم ماشین و نمیزارم مهمونام کار کنن،

لبخند بزن، انار لب های تو را دانه کنم...

من خودم یا مهمون دعوت نمیکنم یا اگه دعوت کنم چشمم به دست مهمون نیست که برام دو تا ظرف جابجا کنه یا بشوره. خودمم دوست دارم میرم مهمونی بهم خوش بگذره نه اینکه همش نگران این باشم اگه یه لیوان اینور اونور نکنم حرف در بیاد واسم

خدایا نفرین نمیکنم فقط واگذار میکنم به خودت .....خودت مثل همیشه می‌دونی چیکار کنی.... می‌دونم صبر تو چهل ساله

منم خونه مادرشوهرم یه خط در میون  ظرف می شورم و سالاد درست میکنم البته ما خیلی ازشون دوریم  . از کارهایی دیگه مثل جارو و .... بدم میاد .‌ اصلا نمی تونم بشینم و تو سفره آوردن یا بردن کمک نکنم.

ولی دو تا جاری دارم دست به سیاه و سفید که نمیزنن هیچ یکیشون بچه هاشم کلا انداخته گردن  اونا .

 بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز