من و خاستگارم تو یه شرکت همکاریم و اونجا ازم خاستگاری کرد . قضیه از قراره که قبل اینکه ایشون بیاد تو زندگیم دوستم با یکی از اقایون متاهل شرکت دوست بودن و من خبر نداشتم . یه روز قرار بود با دوستم بریم خرید از سرویس که پیاده شدیم اون اقا رفت سوار ماشینش شد اومد سر راه ما بوق زد که برسونه ما رو . من به دوستم اصرار کردم روم نمیشه بیام خودت برو . گفت بیا من فلانی رو میشناسم فامیل دور هستیم ادم خوبیه . منم رو حساب حرف اون نشستم تو ماشین . تو راه دوستم برگشت بهم گفت گرسنمه پیاده شدیم بریم فست فود . گفتم باشه . اقاعه یه تعارف زد گفت چیزی میخورین بخرم . دوستم فوری گفت اره 😐 اونم جلوی یه کبابی نگه داشت رفت کباب لقمه خرید . این داستان تموم شد تا وقتی که خاستگارم اومد زندگیم . من قضیه رو بهش گفتم گفتم فلانی ما رو رسونده و تو راه چیزی خریده خوردیم . که بعدا حرف و حدیث نشه . چند ماه گذشت همون اقا که ما رو رسونده بود تو راهرو شرکت میخواست بهم شماره بده . منم قضیه رو به خاستگارم گفتم و بعدش رفتم پیش مهندس شرکت . که دو روز گفتن نیاد شرکت ولی بعد دو روز با تعهد برگشت . وقتی برگشت نشسته بود همه جا گفته بود چرا من فلانی رو دوبار بردم رستوران ۴۰۰ تومن خرجش کردم . چرا پیش مهندس اینا رو نگفته
قسمم داد . هر دو ازدواج دوممون هست . گفت جون اون یه دونه دخترت قضیه چی بوده😭
ببین عزیزم خب شما اشتباه کردی خودت رو در مظن اتهام قرار دادی و سوار ماشینش شدی، ولی حالا سوء تفاهمی هست که اتفاق افتاده و خواستگار شما نسبت به شما ذهنش خراب شده، واقعیت رو براش توضیح دادی، اگر لازم شد دوباره براش توضیح بده ولی دیگه کاریه که شده. اینجور که میگی این آقا نتونسته تو ذهنش این قضیه رو حل کنه.... و وقتی حل نشه اصلا مناسب نیس که با هم ازدواج کنید.... این گره تو ذهنش میمونه و همیشه نسبت به شما تو زندگی سوءظن داره،
اخه خودمم کوفت کردم ایکاش میمردم نمیرفتم اون روز 😭 بیرون رو صندلی های کبابی نشستن خود کبابی رفتن حس ...
گمونم شما فکر میکنی این آقا خیلی مورد مناسبی برات بوده و حالا از به هم خوردنش ناراحتی... ان شاء الله خیره.... شاید این قضیه بهانه ای شده که نشه... شما هم خانم عفیف و خوبی هستی دیگه خودت رو در ابن شرایط قرار نده که متهم بشی... کارت اشتباه بوده دیگه،، منم ازین اشتباهات داشتم.... تو رو دربایستی قرار گرفتم و بعدش خیلی پشیمان شدم که باید رد میکرد و چرا قبول کردم....