یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
خانواده ی شوهرت خیلی اهل کلاس گذاشتنن و حرف حرفه مادرشوهره اس همش میخوان توام ازشون حساب ببری ولی تو میخوای یه زندگی مستقل داشته باشی هرچی هس بین خودت و شوهرت باشه و بقیه فقط مهمونی بیان و شما برید وگرنه دخالتی نداشته باشن