پارت۶۰
صبح که از خواب پاشدم یه نگاهی به گوشیم کردم .روشن کردم حدود۱۵ تا تماس و چندتا پیام از محمد داشتم . حتی فرصت خوندن پیامارو نکردم دوباره گوشیم زنک خورد. خودش بود.جواب دادم _سلام
_زهرمارو سلام از دیشب کدوم گوری هستی؟؟
_خونه خواهرم
داد میزد خیلی بلند طوری که از همون پشت تلفن تنم لرزید. _ حاضرمیشی میای سر خیابون من منتظرم.
_امامن ...
مثل همیشه نذاشت حرفم تموم بشه _بخدا نگار انقدر اعصابم ازت خورده که همین الان میتونم بیام دم خونه خواهرت گوشتو بگیرم برت گردونم و آبرو ریزی کنم..دارم خودمو کنترل میکنم پس روانیم نکن.
ده دقیق دیگه بیا زود باش.
..
.
خدایا چرا اینقد ازش میترسیدم!! باعحله بلند شدم به خواهر صبح بخیری گفتم._زود پاشدی!خوبی؟؟
_اوهوم کار دارم باید برم دفتر
_رنگ و روت پریده چرا نمیزاری کمکت کنم پول بهت بدم کار نکنی؟ _ ممنون خواهری
کمکهیچکسو نمیخواستم من یه جورایی فراموش شده بودم. از تعارفات الکی بیزار بودم.
_دیشب چت بود ؟ _هیچی
_گریه کرده بودی ، زودم خوابیدی
_دلم گرفته بود با دوستام حرفم شده .
_دق و دلتیو سر مصطفی خالی کردی!!!
_مصطفی!؟
تازع یادم افناد اون پسری که دم در بودو میگه.... _من کاری نکردم چوقولی کرده؟؟؟
_نه بنده خدا .
نذاشتم ادامه بده یه لقمه نون پنیر بردلشتمو ازش خداحافظی کردم .
....
دل تو دلم نبود عزممو جزم کرده بودم کوتاه نیام . سرقرارمون وایساده بود اخم همیشگی روی صورتش بود. همیشه جوری رفتار میکرد که درآخر من به معذرت خواهی میفتادم تا اون .
با نگاهش تعقیبم کرد رسیدم جلو ماشین. _سلام
_بشین هیییییس .
بدون حرف نشستم. گازداد سرعت زیاد خیلی زیاد چسبیدم به صندلی .ترسیده بودم انگار قصد جونمو کرده بود. چشمامو بسته بودم نه دادی نه حرفی فقط تو دلم دعا میکردم.....زودتر از همیشه رسیدیم خونه درو بازکردو رفتیم تو...
یهو با عصبانیت داد زد_ توعه احمق دیشب چه غلطی کردی؟!
_ناراحت بودم
_که چی؟؟از چی ناراحت بودی؟؟
_اون عکس!
جلو اومد با یه حرکت دستش سیلی تو صورتم زد که برق از سرم پرید. خواست سیلی دوم رو بزنه که دستمو گذاشتم رو صورتم نمیدونم دلش به رحم اومد یا سیلی اول انقدر سنگین و کاری بود که خسته شد.
گریه کردم .
_هییییس نگار صداتو نشنوم.
_اخه چرا میزنی؟!چیکارت کردم؟!
_ساکت باش.از دیشب تاحالا میدونی دلم هزار راه رفته همه جارو گشتم نبودی تا صبح فقد خدا خدا کردم خونه خواهرت باشی جایی غیر از اونجا بودی خونت پای خودت بود.
_جز خونه خواهرم کجارو دارم برم
_ساکت باش ببند دهنتو .
رفتم حرف بزنم با پشت دست زد تو لبم. خون دوباره پرید بیرون و چکید رو لباسش. دویدم حمام و دنبالم اومد..درو قفل کردم.
نشستم تو وان و بی صدا گریه کردم.