2777
2789
عنوان

نفرت

149 بازدید | 6 پست
از روز اول عقد خونوادم شروع کردن عذاب دادن من ،اجازه نمیدادن پیشش بمونم و دعواهای شدید میکردن و میگفتن حق نداری بری و از اونور به پسره میگفتن نه ما که مشکلی نداریم بیاد، واسه هر رسمی که انجام نمیدادن منو عذاب میدادن اونقدر شکنجه که باعث دعوا بین منو نامزدم‌میشدن و از طرفیم نمیتونستم به نامزدم بگم عامل بحثا و حال خرابیای من خونوادمه چون‌میترسیدم در آینده تو سرم بزنه و اونم‌همه چیو از من میدید و میگفت دوسم نداری.اذیت ازارای خودشو خونوادش یه طرف، از اینور خونوادم داغونم کردن.عاشق نامزدم بودم اما به دلیل همین مشاجرات که عاملش بیرونی و دخالت اطرافیان بود نامزدیم بهم خورد من نمیتونم فراموش کنم و هر روز با مادرم دعوا میکنم که تو منو اذیت کردی و باعث دعوا میشدی و منو زجر میدادی ، روانشناس اینا خیلی رفتم همشونم‌گفتن اگه پسره دوست داشت ولت نمیکرد و تو داری خودتو گول میزنی اما من باز آروم نمیشم و نمیتونم مادرمو خونوادمو ببخشم،نمیدونم چکار کنم که بتونم این نفرتو دور کنم از خودم😭
الهی که امضای خدا پای تمام ارزوهای قشنگتون باشه

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

الانم هر چی محبت میکنن به چشمم نمیاد و باهاشون درگیر میشم‌ که تقصیر شماست وگرنه منو نامزدم دعوامون نمیشدخسته شدم از این وضع😔

من‌خیلی دوسش داشتم و اونم‌خیلی دوسم داشت اصلا نمیتونم فراموش کنم😔

الهی که امضای خدا پای تمام ارزوهای قشنگتون باشه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز