سلام
دوستان میخواستم بهم مشورت بدین و اینکه توی این شرایط چه کار کنم ؟
فردا تولد صمیمی ترین دوستمه که از اول راهنمایی تا الان که ۲۶ سالمونه با هم دوستیم . خیلی دختر خوب و خانواده داریه ، اما تنها عیبش اینه که دوست پسر داره . البته عاشق همدیگه هستند و قراره که با هم ازدواج کنند . فردا تولد دوستمه و قراره که دوست پسرش توی یکی از باغ های اطراف اصفهان براش جشن بگیره و اینجوری که من از دوستم شنیدم مهمونیشون مختلطه . دوستم از من خواست که به همراه نامزدم حتما بریم مهمونیشون . با توجه به شناختی که از روحیات نامزدم دارم و چون که فوق العاده مذهبیه و بچه مثبت ، به دوستم گفتم که ما نمیتونیم بیایم .
اما دوستم دوباره بهم زنگ زد و گریه میکرد و میگفت که من خواهر ندارم و تو میخوای توی این شرایط من رو تنها بزاری .
مجبورم کرد که با نامزدم برای رفتن به مهمونی صحبت کنم .
از نامزدم تا بحال هیچ چیزی جز محبت و احترام ندیدم اما وقتی که شنید مهمونی توی باغه و مختلط هم هست خیلی عصبانی شد و با اینکه فقط نامزدیم و حتی عقد هم نکردیم دعوام کرد و گفت که نه من میام و نه شما میری و ارتباطت رو هم با این دوستت قطع کن و دیگه جوابش رو نده . من که از دستش خیلی ناراحت شدم و گوشی رو روش قطع کردم و دیگه جوابش رو هم ندادم . دوستان موندم که با گریه های عزیز ترین دوستم که دلم رو آتیش زد چه کار کنم و نمیدنم که با نامزد مذهبی و بچه مثبتم چه کار کنم. به نظر شما تو این شرایط بهترین کاری که میتونم انجام بدم چیه ؟