شب شد و خییییلی دیر اومدن و پدرشوهرم اومد تو سلام کردم اصلا جواب نداد و اومد نشست و اصلا کاپشنشم در نیورد و یه سره سرش تو گوشیش بود و اصلا حرف نمیزد فکر کنم ناراحت بودن که چرا دخترشونا دعوت نکردم منم اصلا به روی خودم نیوردم و خیلی با مادرشوهرم گرم گرفتم و کلی ازشون پذیرایی کردم
اونا زود شام میخورن چند بار گفتم شام بیارم جواب ندادن بعد پدرشوهرم با دعوا به شوهرم گفت شام بیار بخوریم!