2777
2789

بله جن یه مدت اذیتم میکرد که تقصیر خود خرم بود

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب به حرف الان 80 درصد نینی سایتیا جن دیدن باهاشم حرفیدن هزار بارم احضار کردن  

از ازل تا به ابد قلبم به نامت تاج من💙👑💙...استقلالی بودنم تنها اتفاق قشنگ زندگیمهシ💙💙 
چرا چوب تو آستینشون‌میکردی؟😅

نه یه شب مادربزرگم ازشون تعریف میکرد که اذیتش میکردن من خرم اون شب گفتم خدایا به ۵تن ال عبات قسمت میدم یه خوبشو بهم نشون بده ببینم چطوریه . شب بعدش اومد سروقتم میگفت چشماتو باز کن من اومدم منو ببینی از ترس پریود شده بودم ناجور

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
آیا به چشم چیزی فیزیکی باشه دیدید که اذیتتون میکرد؟یا اینکه فقط حس اذیت شدن داشتید؟

یه بار قیافه نحسشو دیدم با اون چشمای قرمزش که اومده بود منو ببره با خودش 

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
یا ابلفضل 😱😧

میدونی چندسال اذیتم کرد تا بالاخره یه سید تا رفتم تو خونش گفت فلان سال تو خداروقسم دادی که اینارو ببینی چرا اینکارو کردی . کلی دعا داد بعدش شرش کم شد خدارحمتش کنه خیلی مرد خوبی بود  

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
نه یه شب مادربزرگم ازشون تعریف میکرد که اذیتش میکردن من خرم اون شب گفتم خدایا به ۵تن ال عبات قسمت می ...

خدا رو واسه یه چیزه درست حسابی قسم میدادی ،این چی بود قسم دادی،والا باز اونا خوب بودن کاریت نداشتن

میگفتی قسمش دادم که خوبشو نشون بده این چی بوده فرستاده😰

بهش گفتم به قول سید این خوبش بود دیگه وگرنه که دیوونه میشدم

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
خدا رو واسه یه چیزه درست حسابی قسم میدادی ،این چی بود قسم دادی،والا باز اونا خوب بودن کاریت نداشتن

اره به خدا اصلا نمیدونم چرا اینو خواستما واقعا خوب بود که کاریم نداشت فقط بهم میگفت میخوام با خودم ببرمت تو مال منی خودت خواستی منو ببینی

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

نهایی چی شدین

na_z | 4 دقیقه پیش
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دختر_آرووم  |  3 ساعت پیش
توسط   fm1fatemeh  |  4 ساعت پیش