بنده خودم سلطان سوتی ام ...اوایل عقدمون رفته بودم خونه مادر شوهرم اینا.رفته بودن بیرون همه من بودم شوهرمو فرستادم دم سوپری نمیدونم چه مرگم شد خانوم قری درونم فعال شد رفتم دامن کوتاه پوشیدم و موهارو بستم و آرایش کردم یهو یکی کلید انداخت پتو رو برداشتم تندی انداختم رو سرش و گفتم امشب شمارا به داشتن زیبا ترین و س.ک.سی ترین زن دنیا دعوت میکنم فقط شنیدم گفت باباجان علیرضا هنوز نیومده...!!!! پدر شوهرم بود و من دوییدم تو اتاق روم نمیشد برا شامم بیام بیرون
برای رسیدن به فردی که دوستش دارم و عاشقشم صلواتی بفرستید😘😍 کاربری دومم (divinegirl79) توسط چندتا آدمای حسود و مریض سایت ترکیده شد و انشالله خدا به راه راست هدایتش کنه😂 دختر هتروکرومیایی که عاشق چشماشه و هیچوقت و اصلا و ابدا لنز نمیذاره 😂♥️ کاربری دومم همین امضام بود😊 هرکی تو این سایت از حرف رک من بدش میاد و با من مشکل داره بهتره وقتشو برای ریپلای کردن پست منو نذاره و وقتی برای ریپلای و اومدن تاپیک من تلف نکنین😉
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نابود تر از همه خواهر شوهرم یه سگ داره خیلی شیطونه ما نبودیم رفته بود تو اتاق ما و سطل آشغال اتاقو ریخته بود بیرون. چی توش بود؟ ک.اندوم با دندون اورده بودش تو حال....تا یکماه نرفتم خونشون از خجالت
والله ضایع ترین سوتیم سرسفره عقد بود که بعد اینکه عاقد برای بارسوم پرسید وزیرلفظی هم گرفتم یادم رفت بله روبگم یعنی خداشاهده یه لحظه هنگ بودم مغزم کارنمیکرد
دختر خوشگلم تو یه هدیه باارزش از یه بانوی گرانقدری خداروشکر که دارمت♥️