یبار تو خونه تنهایی نشسته بودم که صدا بوق ماشین شوهرمو شنیدم از پنجره نگا کردم دیدم اومده تا خواستم برم درو باز کنم دیدم مرد همسایه که با شوهرم صمیمی هستن اومد پیشش و باهم احوال پرسی کردن بعد مرد همسایه سوار ماشین شوهرم شد و باهم رفتن. با خودم گفتم حتما مرده میخاسته جایی بره که شوهرم خواست برسونتش. بعدِ نیم ساعت شوهرم اومد خونه و ازش پرسیدم که کجا رفتن گفت من همین الان اومدم !!!!! ینی قبلا نیومده بود و همچین اتفاقی نیفتاده بود اصلا!!!!! دیگه شاخ دراوردم مگه ممکنه اخه من به وضوح دیدم هردوشونو !ولی همچی اتفاقی نیفتاده بود واقعا ازونروز هنوز نمیتونم اون صحنه رو هضم کنم.