داداشم ی مدت جنی شده بود
از خواب میپرید و جیغ میزد میدویید و بخودش میزد
نمیدونم ولی مامانم میگف بخاطر اینه ک رفتن بازی فوتبال از کنار ی خونه قدیمی رد شده
داداشم اون موقع۲۳اینابود
پشمام میریخت واقعا
اخرشم مامانمم قران گزاشت بالا سرشو و اب برابر قران داد بش خورد خوب شد