2821
2789
عنوان

میزبانی😑

| مشاهده متن کامل بحث + 276 بازدید | 43 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

میدونست از این غذا بدت میاد

ساعت ۶ بهم گفت منم چیزی نگفتم اصلا چون مکه برا غذا رفتم شوهرم گفت وای ناهید اگر بوش بخوره بهش حالش بد میشه یباره گفت وا من میدونستم دوست نداره ولی ن تا این حد😑مادرشوهرمم فقط نگا کرد سر سفره بهم گفت حداقل برو برا خودت پنیر بیار 😐حالا من از پنیر متنفرم متنفر😑

به خواهر شوهرت با لحن بدی گفتی غذارو دوست نداری؟؟؟فک کنم با خودش فک کرده داری خودتو لوس میکنی و میخو ...

به والله بقرآن اصلا من نگفتم دوس ندارم چون برا غذا مگه رفته بودم شوهرم یباره گفت 😐

به والله بقرآن اصلا من نگفتم دوس ندارم چون برا غذا مگه رفته بودم شوهرم یباره گفت 😐

ولی کلا خیلی بی ادبه ک اینو گفته باید خودش این کارو میکرد 

شایدم مدلشه و قصد بی ادبی نداشته مثلا خواسته صمیمی طور باشه 

خوب اون دیگه همسرتون باید مدیریت کنن و برای شما احترام بخرن

متاسفانه فقط نگاه میکنه و بعدم گفت اینجوری ک نمیشه برو برا خودت تخم مرغ درست کن حالا تو خونه مردم😬گفتم فقط ی لطف کن و حرف نزن بدترین قسمتشم این بود ک من تنهایی ظرفا رو شستم بعدم گفتند ببخشید ک دوست نداشتی😒بعدم صبحانه فقط پنیر گذاشت جلوم یهو شوهرم گفت سپیده ناهید پنیر دوست نداره مربا نداری گفت برو تو یخچال بردار منم انقدر اعصابم خورد شد ک دست نزدم فقط چاییمو تلخ خوردم😑

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792