2777
2789
عنوان

میزبانی😑

| مشاهده متن کامل بحث + 276 بازدید | 43 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

میدونست از این غذا بدت میاد

ساعت ۶ بهم گفت منم چیزی نگفتم اصلا چون مکه برا غذا رفتم شوهرم گفت وای ناهید اگر بوش بخوره بهش حالش بد میشه یباره گفت وا من میدونستم دوست نداره ولی ن تا این حد😑مادرشوهرمم فقط نگا کرد سر سفره بهم گفت حداقل برو برا خودت پنیر بیار 😐حالا من از پنیر متنفرم متنفر😑

به خواهر شوهرت با لحن بدی گفتی غذارو دوست نداری؟؟؟فک کنم با خودش فک کرده داری خودتو لوس میکنی و میخو ...

به والله بقرآن اصلا من نگفتم دوس ندارم چون برا غذا مگه رفته بودم شوهرم یباره گفت 😐

به والله بقرآن اصلا من نگفتم دوس ندارم چون برا غذا مگه رفته بودم شوهرم یباره گفت 😐

ولی کلا خیلی بی ادبه ک اینو گفته باید خودش این کارو میکرد 

شایدم مدلشه و قصد بی ادبی نداشته مثلا خواسته صمیمی طور باشه 

خوب اون دیگه همسرتون باید مدیریت کنن و برای شما احترام بخرن

متاسفانه فقط نگاه میکنه و بعدم گفت اینجوری ک نمیشه برو برا خودت تخم مرغ درست کن حالا تو خونه مردم😬گفتم فقط ی لطف کن و حرف نزن بدترین قسمتشم این بود ک من تنهایی ظرفا رو شستم بعدم گفتند ببخشید ک دوست نداشتی😒بعدم صبحانه فقط پنیر گذاشت جلوم یهو شوهرم گفت سپیده ناهید پنیر دوست نداره مربا نداری گفت برو تو یخچال بردار منم انقدر اعصابم خورد شد ک دست نزدم فقط چاییمو تلخ خوردم😑

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش