منه بدبخت فقط حرف نیست که تا حد کتکاری هم رفتیم ما
نگا من شرایطم خیلی بد بود خونه بابام خیلی اذیت میشدم با داداشم مادرم جور نمیومدیم
شوهر کردم مثلا خلاص شم
که شوهرمو خونوادشم بد درومدن اهل حرفو دعوا و کینه و کنایه
دیگ مجبور شدم بسازم که خونه بابام برنگردم اینام سو استفاده کردپ هر دفه بحثی میشد شوهرم دعوا مینداختو منو مقصر میدونستو میگفت طلاقت میدم منم که میترسیدم سکوت میکردم هی سوختممم ساختم الانم نمیتونم جلوشونو بگیرم