راستی نفسم توتاپیک قبلیم یادم رف بت بگم بیای تو چالشم...چالشم تو تاپیکای قبللللیییی تر هس..بیا از خودت بگو بینم چطوریع حال دلت...منتظرتم جانا/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/