ی شهر دیگ کارمیکنه بعد ی مدت دوری میخادبیاد مرخصی فردا بین حرفامون یدفعه گف میترسم فردا اخرین باری باشه ک میبینمت وای از اون لحظه دیوونه شدم خیلی حس بدی دارم بخدا بدنم یخ بسته تو روخدا،تورو جون عزیزترین ادمای زندگیتون هرکی اینو میخونه دعا کنین تن شوهرم سلامت باشه و بلایی سرش نیاد منم براتون دعا میکنم واقعا دارم دیوونه میشم