ما تو شهر غریبی زندگی میکنیم تنها چونکه شغل شوهرم اینجاست ...من دلم میخاد برم شهر خودم که مامانم اینا مادرشوهرم تمام اونجان خونمونو ببریم اونجا خیلی دوس دارم به شوهرم گفتم چقد التماس کردم گفتم گف باشه قبول کرد تازه با برادرشم حرف زد که بریم خونه اون مستاجری بد نمیدونم چرا یکیو میبینه میزنه زیر حرفش من تورو اونجا ببر نیستم نمیبرمت تویه خونه با یه بچه تنها زندگی کنی نمیبرمت .....منم گفتم من به تو یه کلوم گفتم ما عید بریم شهرمون من دیگه ب نمیگردم دعوامون شد چیکار کنم خدااا😭😭
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزیزم منم شرایط شمارو دارم ولی تحت هیچ شرایطی نمیخوام شوهرمو تنها بذارم و برم اونجا.فک میکنی فامیل به چه کاره ادم میان.من شوهرمم پیشنهاد داده که اگه اذیتی بریم خودم گفتم نه.
حالم خوبه و دوسدارم با حال خوبم حال دیگرانم خوب کنم.نمیری تا بمیرم مادرم.خدایا بابت نعمتات و بخشندگیت شکر.خدایا ممنونم که تجربه شیرین عشق رو نصیبم کردی.پسرم عاقبت بخیر بشی مادر
منم شوهرم شرایطی براش پیش اومد بریم تهران. گفتم من نمیام سختمه با دو تا بچه دور و تنها😕
نزول نصرت الهی، قواعد و سنتهایی دارد. به میزانی که با سنتهای الهی همراه شوید، نصرت الهی را دریافت میکنید و پیروزی دین خدا به دست شما واقع میشود....اللهم نشکوا الیک فقد نبینا و غیبت ولینا....
خب درکش کنین شما غربت نکشیدین که درک کنین سختشه تنهاااا دلش میخاد پدرو مادر خاهرشو ببینه نه فقطططططط ...
اره اووووووون زندگیو ول کرد امد به این زندگی ولی الان خوشه راضیه میکه پیش شما باشم فقط درک میکنبم خیلی سخت بود براش ۱۰ بار خودکشی کرد ناراحتی اعصاب گرفته بود