مامان منم عین شماست.حالا خوبه مادوتا یخچال داریم.من الان مجردم دختر خونم ولی خیلی ازینکار بدم میاد.گناه داره.عذاب وجدان میگیرم.
حتی گاهی میگم نریز بزار من شب یا فردا میخورم.یا ورمیداشت بشقاب داداشمو پره برنج میکرد اونام بزرگن ۲۰سال به بالان ولی ته ظرفشو کلی غذا میموند.برنجو گوشتو ماستو همه قاتی🤢🤢.کلی گوشت میریخت تو آشغالا.الان من غذامیکشم کسی ته بشقابش اضافه نمیاره حداقل مابقیش دستخورده نمیشه
یا میوه پوست میگرفت میبرد سیاه میشد میریخت توآشغالا الان دبگه باکلی دعوا مجبورش کردم پوست نگیره فقط ببره دورازجون نمیمیرن که خودش پوست بگیرن.یا زعفرونو همینجوری میریخت تو غذا وایی اگه بگم چقدر پول زعفرون میدادیم.الان قشنگ براش پودرمیکنم دم میکنم تو قوری تو بطری میزاریم تو یخچال.
شمام کم درست کن.یافوقش اگه موند شب همونو گرم کنید.بیرونم بمونه که خراب نمیشه اکه یکی دوساعت باشه.چون مام غذای ظهر تاعصر ردگاز میمیونه که خنگ بشه بعد بزاریم تویخچال