من جهازم بی نقص بود همه چیز بردم حتی بعضی چیزا اضافی ...
حالا دیشب تو جمع مادر شوهرم میگه بالشت و تشکارو من براتون خریدم جلوی اون یکی جاریام
چون اون یکی جاریام جهاز نیاوردن براشون خریده اما من خودم همه چیزو خریدم بردم
از من اکرار از اون اسرار که من خریدم
گفتم مامانم برام خریده شما یه دونه بالشت هم نخریدین
گفت همینم مونده همین بگی که نخریدم
آخرش شوهرم گفت همه چیزو مادر خانم خریده شما فقط یه چندتا رو بالشتی آوردین برامون که اونم جنسش خوب نبود پاره شد حاشیه هاش
دلم خنک شد
اما کلی حرص خوردم ک نگو