الیف خودکشی میکنع
پسره سلطان میاد ک از عزیزه انتقام بگیرع اسمش اصلانع خیلی ناره
بابای ریانم میاد
میرانو حاضار میفهمن پدرو پسرن
گونول ب میران شلیک میکنه ولی ازاد میرانو نجات میده دوباره زنده میمونع
دخترای زهرا و هاندان بدنیا میان نصوح اسمه بچه هاندانو میزاره عایشه