2777
2789
عنوان

خیانت

| مشاهده متن کامل بحث + 1647 بازدید | 115 پست

مادرشوهرم میگ تاحالا داداشم چن بار مچشونو گرفته گفتم زن گرفته بچه داره درست میشه ولی نمیدونسم اینجوری میشه..اینکه دخترداییشو دوست داشت چرا ۳سال منومیخواست؟چرا بخاطر من انقد جنگ و دعوا درس کرد تاخانوادش راضی شدن؟چرا زندگی منو وبچموخراب کرد؟خب دخترداییشومیگرفت

حالا مادرشوهرم و خواهرشوهرم میگن اگ بگی میگیره میزنتت ک چرارفتی توگوشیم و تو چقد زرنگی ک ای کارارو کردی خدامیدونه چ کارایی دیگ ای میتونی بکنی شاید خودت با کسی باشی..بعدم میگن دخترداییش ی دختریه ک حتی اگ من مدرکامو نشون بدم خودشو میزنه ب بیهوشی و حال بد و تهمت میزنه ک توخودت مثلا با فلانی هسی الکی داری ب من تهمت میزنی ک من بترسم کارای خودتو نگم..یامثلا میگ شوهرت میخواسه باهام دوس بشه تهدیدم کرده ک ی بلایی سرت میارم منم مجبور شدم باهاش دوس شم..حالا من چیکارکنم؟توراخدا زودتر بکییتون بیاید جواب بدید

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خیلی ناراحت شدم.دختردایش مجرده؟ببخشیدا چقدر خانواده همسرت ونفهمن یا تورو ساده گیراوردن بهت میگن توچقدرزرنگی ممکنه خودتم باکسی باشی...خودت از اول کوتاه اومدی مقابل شوهرت که حالا کاراون خیانت بوده بعد ترس داری بهش بگی که اگه کتکت بزنه چی.خیلی شرایطتت سختره.بنظرم تنها برو مشاور و ازش راهنمایی بگیر.نباید به مادرشوهرت میگفتی اونا معلومه پشت پسرشون درمیان و دلشون نمیخاد ابروی پسرشون بره.اون زنیکه هرزه باید بترسه از ابروش نه تو.حرفم اینکه اصولی اقدام کن ازمشاور کمک بگیر.اینجورکه شوهرت وشناختم بعدا شاید قبح ماجرا براش ریخته بشه و راحتر باشه اصلا.خدا به دلت ارامش بده دعا میکنم بهترین تصمیم و بگیری

ن مادرشوهر وخواهرشوهرم پشت منن..خواهرشوهرم میگ اگ بگی به تو میگ چقدزرنگی ک تونسی رمز پیدا کنی و فیلم بگیری و پیام ببینی،راس میگ اخلاقش همینطوره تهمت میزنه..قبلا مادرشوهرم بخاطر من باشوهرم دعوا کرد زدش پیرهنشو پاره کرد از خونه انداختش بیرون

میدونین چونکه مادرشوهرم ایناخیلی درحقم خوبن..الان ب این داداش خیلی وابستس میگ اگ داداشم بفهمه چون قبلا هم سر دستشونوگرفته دیگ قیدمنومیزنه و ی خون درس میشه من تو روی مادرشوهرم ک عین مادرمه نمیدونم چیکارکنم

خانما چونکه دایی شوهرم حساسه فقط وقتی دختره خودس پ بده شوهرم جواب میده اگ ازش گذشته باشه دیگ ج نمیده..الان تو اسکرین ها ک گرفتم فقط پیام اون دختر هس مطمئنم شوهرم میزنه زیرش ک اون پ میده من اهمیت نمیدم..میخوام عصر سرزده با مادر و خواهرشوهرم بریم خونشون ک شوهرم نفهمه میرزم اونجا ک دیگ جواب نده بعد ب دخاره بگم گوشیتو بده زنگ بزنم مامانم ب مادرشدهرم گفتم نزاره دختره از کنارش بره ک با ی گوشی زنگ و یا پ بده ب شوهرم ک شیوا اینجاست..بعد پ بدم ب شوهرم اونم جواب داد همشو اسکرین بگیرم بفرسم گوشی خودم ک مدرک داشته باشم..خوبه ب نظرتون؟چون جفتشون ادمای تهمت زنی هسن

حالا مادرشوهرم و خواهرشوهرم میگن اگ بگی میگیره میزنتت ک چرارفتی توگوشیم و تو چقد زرنگی ک ای کارارو ک ...

نبایدشتاب زده عمل کنی

آروم باش یه فکردرست وحسابی کن

بازفقط طرف یکیه نه مثل شوهرمن باهرکی ازراه میرسه دل وقلوه میده

ببین اگه بادختره هم ازدواج میکرد برعکس میشدازدورعاشق تومیشدوتصورمیکردباتوخوشبخت ترمیشه حالاکه باتوئه فکرمیکنه بااون خوشبخت میشدبعضی مردااینجورین من خودم یه پسرخاله دارم خواستگارم بودالان زنش هم ازمن سرتره وخوشگله ولی هراختلافی بینشون پیش میادمیگه اگع بامن ازدواج میکردبهتربودحماقت بعضی هاست که مرغ همسایه روغازمیبینن

خانما چونکه دایی شوهرم حساسه فقط وقتی دختره خودس پ بده شوهرم جواب میده اگ ازش گذشته باشه دیگ ج نمیده ...

فقط همون دایی شوهرت راه نجاته من بودم به اون میگفتم دخترت داره زندگی من وداغون میکنه من بچه دارم آه بچه ام شمارومیگیره حالااین وسط اگه کتک بخورم وچیزیم بشه بازم شمامقصرین ومن ازتون نمیگذرم

بگوتوچه شرایطی هستی وخطرتهدیدت میکنه

مادرشوهرم میگ تاحالا داداشم چن بار مچشونو گرفته گفتم زن گرفته بچه داره درست میشه ولی نمیدونسم اینجور ...

مطمئن باش برای ازدواج نمیخوادش چون اگه میخواست تورونمیگرفت که

بعدم هنوزم خیلی دوست داره اگه نداشت که این همه پنهون کاری نمیکردعلنی میگفت باکسی درارتباطم ازتوهم که نمیترسیدپس هنوزدوست داره 

اره دختره مجرده..دلم گرفتع از اعتمادی ک ب همه میکنم دختره ب من میگ ابجی ولی پشت سرم........

خاک توسرش توهم دیگه.محلش نده 

من اولین بارکه توگوشی شوهرم پیام هاشونودیدم قلبم ازغصه وایمیستادسریع زنگ زدم به اون زنه هرچی لایقش بودگفتم اماازاون بی حیاهابودمثل دختردایی بی وجدان شوهرت ولی هرچی بود زنه خودش روجمع کرد این وسط خودمم شدم یه ادم شکاک وافسرده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کتاب دست دوم

__monica__ | 2 ثانیه پیش

میشه کوچیک کرد

ariaty | 57 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  14 ساعت پیش
توسط   aypari  |  16 ساعت پیش