سلام..شوهرم همیشه یه گوشی ساده داشت ک رمزنداشت بعدم که رمز گذاشت رمزشو من میدونستم ولی ی مدت رفت تو اژانس کارکنه بعد از حدود ی ماه اینا گوشی لمسی گرفت دستش قبلشم تو همون گوشی ساده ی پیام دیدم ک شوهرم ارسال کرده بود کی زنگ میزنی دلم برا صدات تنگ شده ولش شوهرم گف برا دوستم فرستاده بودم..بعدا دیگ رمز گذاشت رو این لمسیه همیشه رو این موضوع بحث داشتیم ولی رمز بهم نمیداد تو بارداریم یه بار گف با دوستم میرم بیرون الان میام ولی من بهش شک کرده بودم بعد از ۱۰دیقع رفتم تو حیاط دیدم ماشینش تو پارکینگه یهو ماشین تکون خورد درارو قفل کرده بود توماشین بودمن زدم زیرگریه اومدم داخل ولی بعد از چن دیقه اومد باهاش حرف نزدم تاچن روز بعد چن ردز گف دوستم بهم گف با فلانی حرف بزن/دوستش چن ساله عاشق ی نفره/توماشین بااون حرف میزدم ولی من باورنکردم