2777
2789
عنوان

خانواده شوهرم یه زنگم نزدند...

305 بازدید | 3 پست

بعد 10 سال زندگی تصمیم گرفتیم جدا زندگی کنیم...

و من برگردم شهر زادگاه خودم...

خانواده شوهرم یه زنگ هم نزدند که کجا میری و چرا

من هیچوقت عروس بدی نبودم براشون

به شوهرم گفتنداگه قراره جدا بشید یوقت بهش مهریه ندی!!! بچه روهم ازش بگیر

خیلی بی معرفتند قوم ظالمین همینا هستند نمی بخشمشون   

دوسال تو یه اتاق12 متری که کل جهازم توش بود مث دخترخونه با مادرشوهر خسیسم زندگی کردم و شوهرم محل کارش شهر دیگه بود

تموم اون سختی ها و سازگاری ها و صبوری ها به چشم هیچکی نیومد

بچه دار هم شدم اما زندگیم بدتر شد بهتر نشد ...

شاید جدا بشم 

باهاش آینده ای ندارم

خیلی هوای پدرومادرشو داره حتی حاضره زندگیمون خراب بشه بخاطر خانوادش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792